
یکی از مسایل نگران کننده برای والدینی که دارای فرزند نوجوان هستند آن است که علی رغم تلاش های مختلف، آن ها را نسبت به مدرسه بی ذوق و بی تفاوت می بینند.
این مساله والدین را آشفته و عصبی کرده و تعداد بسیاری از آن ها درگیر این افکار خواهند شد که “این بچه به جایی نخواهد رسید” و “زحمت های مان را به باد می دهد” .
احتمالا این گروه از پدر و مادرها پس ازمدتی، از وضعیت موجود خسته و ناامید شده و نوجوان را به حال خود رها می کنند. در حالیکه فرزندشان عمیقا به کمک های آن ها نیازمند است.
اگرچه موضوع بی علاقگی نسبت به مدرسه در این بازه ی سنی، امری رایج است اما مساله ای است که باز هم نیازمند بررسی است.
دلایل مختلفی می تواند منجر به بی علاقگی فرزند نوجوان شما به درس و مدرسه شده باشد. ممکن است او از بی فایده بودن دروس شاکی باشد، در پیدا کردن دوست مشکل داشته باشد و یا با معلمش ارتباط خوبی نداشته باشد.
اگر شما نیز جزء آن دسته از پدر و مادرهایی هستید که علی رغم تجربه راه حل های مختلف، در ارتباط با فرزندتان به بن بست رسیده اید و احساس می کنید نیاز به کمک دارید، شمارا به مطالعه ی راهبردهای علمی ادامه ی متن دعوت می کنم.
1.گمان نکنید که نوجوان تان در حال مخالفت و سرکشی است
فرزندان در سنین نوجوانی اشتیاق زیادی به مستقل بودن دارند، آن ها در حال شکل دهی به هویت خود هستند و به طور همزمان تغییرات جسمی و ذهنی زیادی را نیز تجربه می کنند.
به عنوان مثال نوجوانان معمولا رفتار استقلال طلبانه ای نشان می دهند. اما گمان نکنید این تنها دلیل متنفر بودن فرزندتان از مدرسه است. بسیاری اوقات دلایل دیگری در عمل وجود دارد.
به عنوان مثال می توان به دلایلی از جمله احساس گیج شدگی، مشاجره بر سر ادامه ی تحصیل، قلدری و یا ترس از امتحانات اشاره کرد که باعث بروز بی علاقگی نسبت به مدرسه می شود.
2. سهم رفتارهای شما در بی علاقه شدن فرزندتان به مدرسه چقدر است؟
در اینجا لازم است از خودتان چند سوال بپرسید. آیا من غالبا نوجوانم را سرزنش می کنم؟ آیا بیشتر اوقات در مورد مسایل مربوط به مدرسه صحبت می کنم؟
آیا من طوری صحبت می کنم که انگار سرگرمی ها و علایق نوجوانم اتلاف وقت هستند و یا اینکه برای پرت کردن حواسش از کارهای مدرسه خود را به آن ها مشغول می کند؟
آیا نوجوانم را با دوستان، عموزاده ها یا خواهر و برادرهایش مقایسه می کنم؟ آیا تاکید بیش از اندازه بر عملکرد خوب در مدرسه دارم؟ آیا معمولا برای انجام تکالیف مدرسه از خشونت و یا زور استفاده می کنم؟
آیا بدون جویا شدن نظر فرزندم، او را در کلاس های فوق برنامه ثبت نام می کنم؟
هیچ یک از این دلایل به خودی خود نمی تواند منجر به احساس تنفر نوجوان شما نسبت به مدرسه شود اما این دلایل در کنار هم می تواند منجر به شکل گیری مشاجرات شدیدی بین شما و نوجوان تان شود و در طول زمان ممکن است فرزندتان احساسات منفی بیشتری را در ارتباط با مدرسه گسترش دهد.
3. سخنرانی نکنید
از سخنرانی برای نوجوان تان اجتناب کنید. اما اگر واقعا نمی توانید به او کمک کنید، کوتاه و مختصر صحبت کنید.
نوجوانان معمولا چیزی حدود دو دقیقه به سخنرانی های والدین شان گوش می دهند بنابراین با صحبت کردن طولانی تر، شما در حال هدر دادن انرژی خود هستید و فقط خودتان را خسته خواهید کرد
موعظه کردن فرزندتان در مورد اهمیت مدرسه بر او اثری نخواهد گذاشت. حتی دانش آموزانی که از مدرسه تنفر دارند نیز به این آگاه اند که خوب عمل کردن در مدرسه مساله ی مهمی است.
آن ها نیازی به یادآوری این مساله از جانب شما ندارند، چرا که معلمین شان نیز تقریبا هر روز این کار را می کنند.
پس نوجوان تان از جانب شما به چه چیز نیاز دارد؟ او نیاز دارد که به صحبت هایش فعالانه و دقیق گوش دهید، او را درک کنید و از زاویه ی دید او به مسایل نگاه کنید.
وقتی او احساس کند که درک و فهمیده شده است، رفتارها و روشش را تغییر خواهد داد.
4. تأکیدتان بر مدرسه و تحصیلات را کم کنیدعنوان
من نمی گویم که در مورد مسایل مربوط به مدرسه اصلا صحبت نکنید اما بسیاری از نوجوانان در جلسات مشاوره می گویند که “گویا مدرسه تنها چیزی است که والدینم دوست دارند در مورد آن صحبت کنند” .
این را نقطه ای برای شروع به گفت و گو در مورد مسایلی که نوجوان تان به آن ها علاقمند است مانند موسیقی، سرگرمی، بازی و رسانه های اجتماعی قرار دهید.
به یاد داشته باشید، هنگامی که مکالمات شما با نوجوان تان متعادل تر شود، به مرور زمان خواهید دید که نگرش او در مورد مسایل مربوط به مدرسه نیز متقابلا متعادل تر شده است.
5. به نوجوان تان برای یادگیری مهارت های سازمانی و مطالعه کمک کنید
بسیاری از نوجوانانی که مدرسه را دوست ندارند از کارهای تحصیلی، پروژه ها، آزمون ها، امتحانات و غیره ناراحت هستند.
بسیاری از آن ها یاد نگرفته اند که چگونه به نحو موثری اولویت بندی، برنامه ریزی، سازماندهی، مدیریت زمان و مطالعه داشته باشند.
اگر موارد ذکر شده، نوجوان شما را توصیف می کند، تشویقش کنید اما تلاش نکنید تا او را مجبور به یادگیری مهارت های ذکر شده کنید.
برای یادگیری، او می تواند منابع مرتبط را بررسی کند و یا در برنامه های آموزشی ثبت نام کند.
به نظر می رسد زمانی که دانش آموزان مهارت های سازمانی و تحصیلی خود را رشد می دهند، از مدرسه نیز لذت بیشتری خواهند برد، چرا که احساس می کنند توانایی انجام وظایف محوله را دارند و می توانند در مدرسه خوش بدرخشند.
6. از پیشرفت و تلاش نوجوان تان تقدیر و تشکر کنید
بسیاری از نوجوانان بی میل به مدرسه، نسبت به وضعیت خود احساس دلسردی و یاس دارند. آن ها احساس می کنند که هرگز برای محقق کردن انتظارات والدین شان به اندازه ی کافی خوب نیستند.
پیشنهاد می کنیم به جای تمرکز بر نمرات نوجوان تان بر تلاشش تاکید کنید و هر گاه رفتار مثبتی در او مشاهده کردید آن را تحسین کنید.
این عمل ساده، برای او معنای زیادی خواهد داشت و به او یادآوری خواهد کرد که تلاش او “در طول این سفر”، مستحق دریافت جایزه است نه “صرف رسیدن به مقصد” و گرفتن نمره ی خوب.
شما می توانید هوشمندانه رفتار کنید و با تقدیر از پیشرفت او، انگیزه ی درونی اش برای تغییرات مثبت را دو چندان کنید.
7. آِیا خانه ی شما یک محیط عاطفی امن است؟
بسیاری از نوجوانان مساله دار، در خانه احساس امنیت عاطفی نمی کنند. اما علی رغم تلاش های بی وقفه ی شما چرا آن ها چنین احساسی دارند؟
چون حس می کنند زمانی که شما در خانه هستید، برای هرکدام از نقاط ضعف شان، مورد انتقاد، سرزنش یا مجازات قرار می گیرند و یا برایشان سخنرانی خواهید کرد.
آن ها احساس می کنند در زندانی اسیر شده اند که مدام مجبور به جواب پس دادن هستند و حقی برای دفاع از خود و بیان نظرات شان به آن ها داده نمی شود.
اگر محیط خانه از لحاظ عاطفی، امن نباشد، نوجوانانی که از مدرسه نفرت دارند، در مورد ذهنیات خود با دیگران گفت و گو نخواهند داشت و این، تنها وضعیت را بدتر خواهد کرد.
بنابراین بیشترین تلاش خود را نشان دهید تا محیطی مملو از قدردانی، احترام و مهربانی در خانه ایجاد کنید.
علی رغم نارضایتی از عملکرد فرزندتان، او را به خاطر ارزش وجودی اش به صورت بی قید و شرط بپذیرید و برای یافتن راه حلی صحیح، به تلاش معقول ادامه دهید.
8. از کنار مساله به سادگی عبور نکنید
اگر فرزند شما می گوید که از مدرسه متنفر است، ممکن است نشانه ای از مساله ی جدی تری مانند افسردگی، حملات وحشت زدگی و اختلالات اضطرابی باشد.
در اینجا لازم است وجود این علایم را مورد توجه قرار دهید: احساس خستگی در بیشتر اوقات، ضعف تمرکز، احساس بی ارزش، احساس نفرت، تغییرات اشتها، تحریک پذیری، غم و اندوه پایدار، صدمه به خود، افکار خودکشی، از دست دادن علاقه به سرگرمی، تغییر در عادات خواب، گریه های مکرر، از دست دادن دوستان و فقدان انگیزه.
اگر نوجوان شما چندین مورد از این علائم را نشان دهد، لازم است در جست و جوی کمک صحیح از جانب متخصصین باشید.
پیشنهاد می کنیم در اولین فرصت، زمانی جهت ملاقات با روانشناس خبره تنظیم کنید
9. صبور باشید و نوجوان تان را تشویق کنید
مهم نیست که ما چند سال داریم. همگی ما در سفر یادگیری، رشد و پختگی هستیم.
بی علاقگی نسبت به مدرسه نیز برای نوجوان شما بخشی از یک فرایند به منظور تغییر ذهنیتش است که در طول دوره رشدی نوجوانی ایجاد شده است.
بنابراین صبور باشید، او را تشویق و حمایت کنید، با او همدلی کرده، به او گوش دهید و یادآور شوید که در تمام مراحل در کنارش هستید.
مطمین باشید شنیدن این جملات، تاثیر عاطفی به مراتب بیشتری نسبت به سخنرانی و نصیحت بر او خواهد داشت.
به محض اینکه شروع به اجرای راهبردهای ذکر شده در این مقاله کنید، شاهد پیشرفت و بهبودی خواهید بود.
اگر روش های رفتاری شما برای حل مساله تاکنون موثر نبوده است، لازم است دست از تکرار آن ها برداشته و روش هایی جدید و متفاوت را اجرا کنید.
در این مسیر به خاطر داشته باشید که تغییرات بزرگ، از گام های کوچک آغاز خواهند شد
اگر چه نمی توان انتظار داشت نوجوان تان یک شبه به فردی با انگیزه و امیدوار تبدیل شود، اما گام های کوچک برنامه ریزی شده در طول زمان، شما را به این هدف خواهند رساند.
10. به نوجوان خود برای پیدا کردن یک مربی کمک کنید
نوجوانانی که از مدرسه ناراحت هستند نیاز به دریافت دیدگاه هایی در مورد وضعیت خود دارند.
اما اتخاذ این دیدگاه ها برای آن ها سخت است چراکه مشکلات شان بسیار غم انگیز به نظر می رسد و از نظر خودشان، این وضعیت حتی ممکن است بسیار نا امید کننده باشد.
علاوه بر این، نوجوانان اکثر ساعات بیداری خود را با همسالان شان می گذرانند که جهان بینی و دیدگاهی مشابه دیدگاه خودشان دارند.
این وضعیت، نوجوانان را با چالش های بیشتری مواجه می کند تا بتوانند از دیدگاه های مختلف به شرایط نگاه کنند.
والدین نیز معمولا زمان را به سختی با نوجوان شان می گذارانند چرا که راهنمایی های آن ها، از جانب نوجوان غالبا به عنوان موعظه و یا سخنرانی ادراک می شود.
تمامی این موارد مؤید آن است که نوجوان شما نیاز به یک مربی دارد. مربی، روانشناس یا مشاور می تواند نوجوان را راهنمایی کند تا مسئولیت پذیر، با انگیزه و منعطف شود.
نوجوان شما نیازمند راهنمایی برای استفاده از حداکثر پتانسیل ها و توان بالقوه ی خود است. به این منظور فواید غیرقابل انکار ارتباط او با مربی یا روانشناس را جدی بگیرید.
منبع:تریبون آزاد
رفتارهای پر خطر مهمترين عامل به خطر افتادن سلامت جامعه و به خصوص نوجوانان هستند. امروزه شيوع رفتارهای پرخطر بخصوص در نوجوانان و جوانان به يكی از مهمترين و گستردهترین دل نگرانیهای جوامع بشری تبديل شده است. عليرغم فعاليتهای پيگيرانه سه دهه گذشته رفتارهای مخاطره آميز در سطح جهان دارای رشد تصاعدی بوده است. هزينه پزشكی و مراقبتی آن رو به افزايش است. حال آنكه پيشگيری، تنها راه مقابله تشخيص داده شده است. تغيير رفتارهای مردم مستلزم اطلاع و آگاهی آنهاست.
اگر با دید دقیق تمام مراحل زندگی هر انسان را بررسی کنیم، میبینیم که نوجوانی یکی از سختترین، پر تلاطمترین و پر فشارترین و در عین حال یکی از مراحل شیرین زندگی هر انسانی است، چرا که در این مرحله است که فرد برای اولین بار با مسائل و رفتارها و فرضیههایی در ذهن، آشنا میشود که شاید در هیچ یک از مراحل قبل و بعد از این دوره با آنها آشنا نبوده است.( احدی، جمهری ؛1378).
نوجوانی را سنی حساس در ایجاد و گسترش رفتارهای مقابلهای و پاسخ به نیازهای محیطی میدانند. در این دوره، نوجوان به واسطه تغییرات سریع فیزیکی، روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و شناختی با انبوهی از مشکلات مغایر سلامت همراه است. نوجوان برای این که بتواند خود و جایگاه خود را در جامعه و خانواده ثابت کند و برای خود نقش و پایگاهی داشته باشد ممکن است به رفتارهای مخرب و پر خطر روی بیاورد.
در مقاله حاضر قصد داریم به بحث پیشگیری از رفتارهای پرخطر در نواجوانان بپردازیم.
پیشگفتار
دوران نوجوانی یکی از حساسترین مراحل زندگی در رشد و تکامل جسمی، روانی و اجتماعی فرد میباشد، در جدال کسب استقلال و عدم وابستگی که از ویژگیهای نوجوانی است و در اثر تغییرات تکنولوژیک، فرهنگی و اجتماعی سریع جوامع امروز، برخی از نوجوانان ممکن است بسیاری از رفتارهای پر خطر را تجربه کنند که متاسفانه میتواند برای آنان عواقب ناگواری نظیر ابتلاء به ایدز، اعتیاد و غیره را در بر داشته و از نظر روانی و اجتماعی سبب وارد شدن آسیبهای جبران ناپذیری به آنان گردد.
نوجوانی، برهه حساس زندگی انسان و مهمترین ویژگی این دوران، سرنوشت ساز بودن آن است. از نظر بیشتر روان شناسان، با آگاهی یافتن مربیان از روش برخورد با مسائل مربوط به دوران نوجوانی، بسیاری از مشکلات و ناهنجاریهای روحی آنان هموار میشود و میتوان آنها را در تشخیص راه و هدف درست زندگی یاری کرد.
مهمترین مسئله نوجوانان، بلوغ و به دنبال آن ایجاد دگرگونی در اخلاق فردی و اجتماعی آنان در خانواده، مدرسه و اجتماع است. به عقیده پزشکان، دگرگونیهای جسمی و روحی نوجوانان در طول دوره رشد، از پی آمدهای سن بلوغ است و چگونگی برخورد با این گونه مسائل، نقش بسزایی در رشد فکری و اخلاقی آنان دارد. دوره نوجوانی، از ابتدای سن بلوغ؛ یعنی 15 سالگی در پسران و 9 سالگی در دختران تا 18 سالگی است.
خودبزرگ بینی و رفتارهای بزرگ منشانه، از مهمترین ویژگیهای سن بلوغ و دوره نوجوانی است. همچنین نوجوانان در این سن از قالب کودکی خارج میشوند و جنبه اجتماعی آنان تقویت میشود. در این میان، حسن توجه والدین در خانواده و اولیای مدرسه در محیط خارج از خانواده، لازم و کارگشاست. در غیر این صورت، نوجوان از خانواده و مدرسه میگریزد و به دوستان نااهل و فضای رفاقتی ناشایست گرایش مییابد تا جایی که بسیاری وقتها، حرف شنوی نوجوان از این نوع دوستان، بیشتر از اولیای اوست. با دقت در این نکته، رمز سرنوشت ساز بودن این دوره سنی آشکار میشود.
چگونگی برخورد با نوجوانان، مسئلهای بسیار حساس و مهم است؛ زیرا هرگونه برخورد نامناسب با آنان، میتواند آثار ناگواری برای آنها، خانواده و جامعه به همراه داشته باشد. روان شناسان بر این باورند که هراندازه به بالندگی شخصیت نوجوان همت گماریم و در شکل گیری درست شخصیت و هویت آنان دخالت کنیم، به رشد آنان در زمینه اجتماعی نیز سرعت بیشتری میبخشیم. یکی از نمونههای این گونه شخصیت پروری را در سیره پیامبر اعظم( صل الله علیه و سلم) میتوان یافت، چنان که رسول گرامی اسلام( صل الله علیه و سلم) اسامه نوجوان را فرمانده سپاه کرد و وی را برای جنگ با رومیان فرستاد. او که فقط 18 سال داشت، توانست پس از چهل روز مبارزه، با پیروزی و با اسارت گرفتن عدهای از رومیان بازگردد و برگ زرینی در تاریخ اسلام از خود به جای گذارد
مقدمه
رفتارهای پر خطر، رفتارهای مخاطره آمیزی هستند که میتوانند در حال یا آینده سبب بروز مشکلات و بیماریهای جسمی و روانی و آسیبهای اجتماعی در افراد گردند نظیر:
1- استعمال دخانیات،
2- مصرف الکل،
3- سوء مصرف مواد مخدر و داروهای غیر مجاز( داروهای نشاط آور، آرام بخشها و داروهای نیرو زا)،
4- اعمال خشونت و رفتارهایی که منتج به بروز آسیب و صدمه به خود و دیگران شوند.
5- رفتارهای جنسی پر خطر( زود هنگام و حفاظت نشده)،
6- خودکشی
7- فرار از خانه یا مدرسه و غیره
* عوارض و عواقب رفتارهای پر خطر
1- ابتلاء به بیماریهای جسمی نظیر:
ایدز، هپاتیت، سرطان ریه، بیماریهای قلبی و عروقی نظیر سکته قلبی و پر فشاری خون و سکتههای مغزی و غیره
2- ابتلاء به اختلالات روحی نظیر:
اضطراب، افسردگی، اختلالات خواب، خودکشی و غیره
3- از بین رفتن آبرو و منزلت فرد و خانواده و بد نام شدن در بین افراد جامعه
4- از هم گسیخته شدن کانون خانواده و یا قطع ارتباط با خانواده و دوستان
5- بروز آسیبهای اجتماعی و افزایش میزان بروز انواع جرائم نظیر اعتیاد، سرقت، فحشاء، خشونت، قتل و یا افزایش موارد فرار از خانه یا مدرسه، افت تحصیلی و ترک تحصیل
6- تحمیل بار اقتصادی به بودجه کشور( افزایش هزینههای درمان و مراقبتهای پزشکی برای وزارت بهداشت و درمان، افزایش هزینه برای نیروی انتظامی، نیروی قضائی، سازمان زندانها و غیره
* راههای کنترل و پیشگیری از رفتارهای پر خطر
* بعد فردی:
1 – تقویت ایمان و باور داشتن خدا و روز قیامت از طریق خواندن نماز، خواندن قرآن و عمل به دستورات آن، شرکت در مراسم و جلسات مذهبی، مطالعه کتب عرفانی و دینی، عضویت در کارهای داوطلبانه و امور خیریه
2- هدفمند کردن زندگی شخصی و در نظر گرفتن اهداف کوتاه مدت و بلند مدت برای زندگی در زمینههایی نظیر ادامه تحصیل، شکوفا نمودن استعدادها و تلاش در راه رسیدن به این اهداف عالیه
3 – مطالعه کتب و متون مفید و خودکاوی در جهت خودسازی و تزکیه نفس
4 – توجه و دقت در انتخاب دوستان و معاشرتهای شخصی
5 – توجه و دقت در نحوه گذراندن اوقات فراغت و شرکت در کلاسها و مسابقات ورزشی- هنری، علمی
6 – استفاده صحیح، اصولی و خردمندانه از فن آوریهای تکنولوژیک امروز نظیر اینترنت، موبایل و غیره
7- توجه بیشتر به اصول اخلاقی، ارزشها، قوانین و هنجارهای مورد قبول جامعه و سعی در رعایت آنها
* بعد خانوادگی:
1 – تحکیم بنیان خانواده و برقراری روابط صحیح خانوادگی به دور از خشونت و یا هرج و مرج به طوری که فرزندان در محیط خانه احساس امنیت و آرامش نموده و والدین خود را به عنوان بهترین دوست خود انتخاب کنند.
2 – پرهیز از طرد، تحقیر، اعمال خشونت و تبعیض نسبت به فرزندان
3 – پرهیز والدین از انجام رفتارهای پر خطر زیرا محیط خانواده اولین نهاد تربیتی و الگو برداری برای فرزندان میباشد.
4- پرهیز از زیر ذره بین قرار دادن و توجه افراطی و سخت گیریهای بیش از حد در مورد فرزندان و یا بالعکس بی تفاوتی و آزاد گذاشتن بیش از حد آنان در این سنین حساس
5 – احترام گذاشتن به نظر فرزندان و پرهیز از تحمیل عقیده خود به آنان و راهنمائی آنان به شیوه صحیح، منطقی و اصولی
6 – کنترل و نظارت منطقی بر مواردی نظیر دوستان، ساعات رفت و آمد و فعالیتهای درسی و اجتماعی فرزند
7 – توجه به رفع نیازهای عاطفی نوجوانان و محبت کردن به آنها
8 – آموزش مسائل دینی به فرزندان و تقویت باورهای اعتقادی آنان( از طریق به کارگیری روشهای مناسب تربیت دینی)
9 – بهتر است والدین نیز با پیشرفتها و فن آوریهای روز، خود را همگام کنند تا پاسخگوی نیازهای فکری فرزندان خود باشند
10 – ایجاد شرایط مناسب و کمک به برنامه ریزی جهت پر کردن مناسب اوقات فراغت فرزندان
* بعد آموزشگاهی
1 – افزایش آگاهی اولیاء مدرسه از ویژگیهای دوران نوجوانی و نحوه برخورد مناسب با نوجوانان در این سنین حساس
2 – مناسبتر کردن محیط فیزیکی و امکانات آموزشی در مدارس زیرا هر چه امنیت، آرامش و نشاط در مدرسه بیشتر باشد رفتارهای پر خطر( نظیر مدرسه گریزی و 000) و بی نظمی در دانش آموزان کمتر مشاهده خواهد شد.
3- پرهیز از بدرفتاری، خشونت، تحقیر و تبعیض نسبت به دانش آموزان
4 – ارائه آموزش و برگزاری کلاسهای توجیهی در زمینه رفتارهای پر خطر و آسیبهای اجتماعی و عواقب آن، آموزش مهارتهای زندگی( مهارتهای مشکل گشائی، تصمیم گیری، کنترل خشم و...) با حضور افراد متخصص و تدریس این موارد توسط افراد کارآزموده و مجرب
5- تسهیل امر مشاوره در مدارس و اجرای جلسات بحث گروهی با حضور دانش آموزان، مشاوران و افراد متخصص در زمینه تعلیم و تربیت
* بعد اجتماعی
1- فرهنگ سازی و ارائه الگوهای فرهنگی و رفتاری اصیل ایرانی جهت مقابله با تهاجم فرهنگی از طریق رسانههای جمعی
2 – مقابله با فقر، بیکاری و تنگناهای اقتصادی و کاهش فاصلههای طبقاتی در جامعه
3 – کنترل و نظارت شدید بر ورود، پخش و توزیع مواد مخدر، CDهای غیر مجاز و... در بین نوجوانان و جوانان توسط نیروی انتظامی و بر خورد قاطع با عاملین تهیه و توزیع
4 – ایجاد شادی و نشاط بیشتر در جامعه، به عبارتی فرصتهایی بایستی فراهم گردد تا نوجوانان بتوانند به نحو درست و صحیح، هیجانات مثبت خود را تخلیه کنند نظیر برگزاری میهمانیها، جشنها( نظیر مولودی خوانی در اعیاد مذهبی)، ایجاد مکانهای تفریحی امن و مناسب
5- تشویق نوجوانان به امر ورزش و در اختیار قرار دادن امکانات بیشتر برای ورزش و پر کردن ساعات فراغت آنان
6 – ایجاد امکانات برای آن دسته از نوجوانانی که پر شور و اهل خطر هستند مثل میدانهای موتور سواری، مسابقات اتومبیل رانی( جهت هدایت صحیح، قانونمند و منطقیتر هیجانات آنان)
دوره نوجوانی از مهمترین و حساسترین دورههای زندگی انسان به شمار میرود. در این دوره، تغییراتی در جسم و روان نوجوان رخ میدهد که هرکدام به نوعی بر او اثر می گذارد. گاهی این تغییرات، شخصیت و منش او را به کلی دگرگون میسازد. از این رو شناخت جنبههای مهم روانی، عقلانی، جسمانی و اخلاقی نوجوان، این توانایی را به او و اطرافیانش میدهد تا شیوه صحیح برخورد با تغییرات جسمی و روحی دوره نوجوانی را بدانند. این آگاهی، از بروز ناسازگاریهای خاص این دوران جلوگیری میكند. دوران نوجوانی، همزمان با دوران بلوغ است. دوران بلوغ یکی از بحرانیترین دورههای زندگی هر فرد است. دوره نوجوانی و بلوغ، به سنین بین 12 تا 18 سالگی اطلاق میشود. گاهی گذشتن از مرز کودکی و رسیدن به قلمرو بلوغ، با نابسامانیهای زيادی روبروست.
در این دوره، نوجوان نه دیگر کودک به حساب میآید و نه هنوز به درستی بالغ شده است. وی در مرز بین این دو مرحله یعنی کودکی و بزرگسالی قرار دارد و با انتظارات خاص هر دو دوره روبرو است. اگر کاری کودکانه کند، او را ملامت میکنند که بزرگ شده و این کار در شأن او نیست، از سوی دیگر نيز در زمره بزرگسالان محسوب نمی شود.
دوره نوجوانی از دیرباز مورد توجهاندیشمندان و صاحب نظران تعلیم و تربیت قرار داشته است. افلاطون این دوره را زمانی معرفی کرده که احساسات و عواطف بر افکار فرد چیره میشود. استانلی هال( STANLY HALL) متخصص در روان شناسی بلوغ، دوره نوجوانی را دوره طوفان و یک جهش ناگهانی میداند. کورت لوین، Kurt Lewin جامعه شناس و روان شناس آلمانی اعتقاد دارد که: " کودک و بزرگسال هرکدام یک نوبت بار کودکی و بزرگسالی را بر دوش میکشند، ولی نوجوان مجبور است یک جا بار هر دو را بر دوش بکشد، زیرا متعلق به هر دو دوره است. "
روان شناسان میگویند، نوجوان کسی است که میخواهد نسبت به آنچه تاکنون بوده تغییر شیوه دهد و برخلاف سابق، آنچه را بزرگسالان میگوید، نپذیرد. گاهی طرز راه رفتن خود را عوض میکند، لهجه خود را تغییر میدهد، نسبت به مسایل پیرامون خود با حساسیت بيشتر مینگرد واندکاندک به دنیای درون خویش وارد می شود. نوجوان کم کم به قدرت تفکر و استدلال خویش پی میبرد. مجموعه این حالات، کوششی است که در پایان راه کودکی نمايان میشود. اين حالات، عموما" با واكنشهای روحی و روانی همراه است. والدین متوجه میشوند که کودک مطیع دیروز، به کلی تغییر کرده و رفتارش متفاوت شده است. گاهی نوجوان در این دوره سنی، ترش رو و یا گوشه گیر میشود و گاهی نيز تلاش میکند که توجه دیگران را حتی از طریق عصبانی کردنشان، به خود جلب کند.
یکی از سؤالات در دوره نوجوانی این است که من کیستم؟ این سؤال، قرنهاست ذهن بشر را به خود مشغول كرده و موضوع اشعار، داستانها و زندگی نامههای بی شماری بوده است. این سؤال در دوره نوجوانی، میتواند به درک هویت نوجوان کمک کند. اریکسون روانشناس آلمانی میگوید:
" هویت انسان در نوجوانی شکل میگیرد. در این دوره، نوجوان سؤالاتی از خود میپرسد مثل اینکه من کیستم؟ به کجا میروم و چه هدفی دارم؟ نحوه جوابگویی به این سؤالات، در رشد هویت نوجوان تاثیر میگذارد. اگر او بتواند به این سؤالات پاسخ مناسب بدهد، احساس آرامش میکند، وگرنه دچار اضطراب میشود. در دوره نوجوانی، هویت یابی مسئلهای حاد میشود. بطوریکه نوجوان روز به روز برای دستیابی به هویت مشخص، تغییر جهت میدهد. در دوران نوجوانی، انسان با مجموعهای از تغییرات شناختی- روانی و احساسی روبروست. نوجوان به این موضوع اهمیت میدهد که در نزد دیگران چگونه جلوه میکند.
نوجوان درتلاش است تا بین تصوری که از خود دارد و تصوری که دیگران از او دارند، هماهنگی ایجاد کند. گاهی اوقات طرد شدن از سوی اجتماع و یا اطرافیان، ممکن است باعث شود که نوجوان از هیچ راهی نتواند احساس هویت کند. البته دستیابی به احساس هویت فردی تا حدی به مهارتهای شناختی نيز بستگی دارد.
در مجموع باید گفت که برخی از نوجوانان در شناخت و درك خود، موفق میشوند و برخی دیگر شکست میخورند. در هویت یابی، مسایلی از قبیل روابط میان والدین و فرزندان، مسایل فرهنگی و یا تغییرات اجتماعی دخالت دارد. در جوامع ساده و ابتدایی که تغییرات اجتماعی به کندی رخ میدهد، شکل گیری هویت نسبتا" ساده است، اما در جوامع پیچیده که تغییرات اجتماعی پی درپی است، هویت یابی ممکن است فرايندی مشکل و طولانی داشته باشد. زیرا در این جوامع، نوجوان با الگوهای فکری و رفتاری متعددی روبرو میشود. بنابراين در انتخاب، با مشكل مواجه می شود.
از دیگر ویژگیهای دوره نو جوانی، رشد شناختی و عقلی است / ژان پیاژه PIAJET رواشناس سوئیسی میگوید: " کودک غالبا" در واقعیتها و تفکرات حسی و حرکتی محصور است و تفکر او وابسته به اشیاء خارجی است. اما نوجوان قدرت ذهنی فوق العادهای پیدا میکند که او را از قید واقعیتهای خارجی رها میسازد. این ویژگی او را متوجه عالم ذهنی و درونی خود میکند. "
روانشناسان، نوجوانی را آغاز دوره تفکر انتزاعی می دانند. در اين دوران، نوجوان احساس قدرت زياد می کند. نوجوان در اين مقطع سنی، میتواند قضايای منطقی را درک کند و استدلال علمی در او قوی میشود. در دوره نوجوانی، استعدادها و توانمنديها نيز اختصاصيتر میشود. به عنوان مثال ممکن است هر نوجوانی در دروس يا حرفههای خاصی موفقيت کسب کند. در دوره نوجوانی، سادهانديشی دوران طفوليت از بين میرود و نوجوان به سنجش و ارزيابی مسائل میپردازد تا در نظام ذهنی خود، دوباره آنها را بسازد. از اين رو شايد در مورد برخی امور متعارف شک کند و حتی از افکار و عقايد والدين خود انتقاد نمايد. نوجوان در پی کسب استقلال فکری است. ممکن است درمورد اعتقادات خودش نيز دچار شک و ترديد شود. نه اينکه آنها را نفی کند، بلکه میخواهد، آنها را دوباره بازسازی کند و زيربنايی استدلالی برای آنها بيابد. از اينرو والدين و مربيان نبايد از شک و ترديدهای نوجوان، دچار نگرانی و اضطراب شوند، بلکه بايد او را برای رسيدن به يقين، ياری کنند. بنابراين شک، توفقگاه خوبی نيست، اما معبر و راهی مناسب برای رسيدن به حقيقت است.
بايد بدانيم كه رشد جسمی و روانی در اين دوره زندگی است و اين تغييرات فيزيكی و اجتماعی تأثيرات بسياری بر شكل گيری الگوهای رفتاری آنان دارد. بسياری از ويژگيهای هيجان طلبی و نوجويی جوانان ريشه در هويت جويی آنها دارد. با رشد نوجوان، او بايد نقشهای اجتماعی جديدی را بپذيرد و فشارهايی وجود دارد كه او را وا میدارد تا هويت اجتماعی جديد خود را بيابد، نقشهای جديدی را بيازمايد و فرصتها را از دست ندهد.
به گزارش پايگاه اطلاع رسانی پيشگيری نوين، به تدريج در اين دوران شخصيت نوجوان شكل میگيرد و احساس میكند هم زمان با تلاش برای دستيابی به نقشهای اجتماعی، بايد در جستجوی خود پنداره و تن پنداره جديدی از خود برآيد. با اين حال همانند سازی وی با برخی از الگوها ممكن است مستقيماً يا به طور غير مستقيم منجر به مصرف مواد شود. در اين دوران علاوه بر هويت جويی به منزله يك عامل خطر، عوامل خطر ديگری نيز وجود دارند:
1 ـ تجربه كردن: جوانان كنجكاوند و تحت تأثير همسالان خود ممكن است به سادگی با كسانی طرح دوستی بريزند كه لزوماً الگوهای نقش خوبی نباشند، در نتيجه اين احتمال وجود دارد كه در معرض رفتارهای پر خطری قرار گيرند. نكته ديگر آن كه جوانان به همسالان خود به منزله منبع اطلاعات، رفتارها، ارزشها، باورها، نگرش ها، خودپنداره و سبك زندگی معمول خود مینگرند ولی اين خطر وجود دارد كه همسالان آنها منبع اخلاقی موثقی و قابل اطمينانی نباشند.
2 ـ استقلال طلبی و طغيان: جوانان میخواهند تا استقلال خود را به دست آورند، از خانواده خود جدا شوند، به احساس مصمّم بودن و اراده داشتن دست يابند، به كار مشغول شوند و ارزشهای فردی خود را تعيين نمايند. در تلاش خود برای دست يابی به اين موارد، ممكن است دست به سركشی و عصيان بزند( در نتيجه مقابله عوامل محيطي) و دچار کمبود عزت نفس شوند. در واقع حرکت به سمت مصرف مواد میتواند يکی از روشهای مقابله نوجوان با اين كشمكشها باشد.
3 ـ نياز به احساس تعلق داشتن و پذيرفته شدن: جوانان تلاش زيادی دارند تا مورد قبول ديگران باشند. در نظر آنان مصرف مواد به ديگران نشان میدهد كه آنها بزرگ شدهاند( يك مرد يا يك زن شدهاند) برای مثال در برخی فرهنگها، خوردن مشروب و كشيدن سيگار، يكی از روشهای نشان دادن« بزرگ شدن» فرد است. در مواقعی نيز مصرف مواد نشان میدهد كه نوجوانان از اين كه عضو گروه خاصی شود( برای مثال گروههای منحرف)، ترسی ندارد.
4 ـ با انرژی بودن: جوانان به سادگی خسته میشوند و حوصله شان سر میرود، به ويژه وقتی برنامه مشخصی نداشته باشند. به طور كلی مدرسه نرفتن و« بی برنامه بودن»، يك عامل خطر است. در مورد دانش آموزانی كه در مدرسهاند نيز احساس« بی استعداد بودن» يا پيش بينی عملكرد ضعيف باعث میشود تا نوجوان برای تطابق با اين وضعيت به مصرف مواد رو آورد.
5- محدود شدن ارتباط كلامی
نوجوان در اين دوره بر خلاف گذشته كه درباره همه چيز با والدين صحب میكرد، حرف كمتر و تمايل كمتری برای صحبت كردن دارد، به پرسشهای والدين خيلی كوتاه، بافشردگی پاسخ میدهد و ديگر رازهايش را با والدين د ميان نمی گذارد.
6- تنها ماندن در منزل
نوجوانان تمايل دارند بيشتر وقت خود را در اتاق خود به تنهايی بگذرانند، شايد به اين دليل كه نمیخواهند با والدينی كه مسايل آنها ار درك نمیكنند مواجه شود. اگر تلفن يا تلويزيون و دستگاه پخش موسيقی و يا موبايلی در اختيارداشته باشند ممكن است به غير از موارد ضروری كمتر از اتاق بيرون آيند. البته نبايد فراموش كرد در اين سنين نوجوان به خواب بيشتری نياز دارد و در روزهای تعطيل ممكن است تا ظهر از خواب بلند نشود. داشتن حريم خصوصی از ديگر نيازهای نوجوان است. يعنی داشتن مكانی برای ملاقات با دوستان و يا صحبت تلفنی با دوستان. بديهی است كه والدين بايد به اين حق نوجوان احترام بگذارند.
7- مصرف بی رويه ونامحدود
نوجوانان چنين میپندارند كه از هر چيزی میتواننند به شكلی نامحدود استفاده كنند به همين دليل ساعتها با تلفن حرف میزنند، صدای موسيقی را بلند میكنند، چراغها را روشن میگذرانند و يا ولخرجيهای بی حد و حصر نشان میدهند.
8- بد اخلاق شدن
دوران نوجوانی عصبانيت و زودرنجی افزايش میيابد. پس وقتی از آنان انجام كاری را میخواهيم برای مثال كمك در امور خانه، به آنها بر میخرد و اظهار ناراحتی میكنند و از اين عصبانی هستند كه چرا ديگران مزاحمها هستند و باعث میشوند آنها به كارهای خود كه مهمتر است نپردازند.
9- تاثير پذيری از دوستان
به طور كلی بايد بدانيم نوجوانی سن تاثير پذيری از دوستان است به گونه ای كه والدين ديگر قدرت وكنترلگری گذشته خود را ندارند با رقيب جديدی به نام همسالان و دوستان فرزندشان روبرو هستند. به همين دليل از فعاليتهای خانوادگی دوری میكنند و كمتر تمايل دارند كه وقت آزاد خود را با خانوادهشان بگذرانند.
10- كم طاقتی
در اين دوران با نوسانات روانی و خلقی نوجوان روبروهستيم. ممكن است بسيار زودرنج و تحريك پذير شوند و لی به سرعت نيز آرام میگيرند.
11- لباس پوشيدن
تاثير پذيری از مد و تلاش برای پيروی از نحوه لباس دوستان از ديگر تغييراتی است كه در اين دوره به وحود میآيد. از يان رو لباسی كه مد شود ناگهان در بين نوجوانان رايج میشود.
12- كاهش علاقه به درس
در دوران نوجوانی با گسترش علائق و سرگرمی مواجه میشويم. نوجوان ممكن است بسيار بيشتر از قبل به ورزش كردن، تماشای برنامههای تلويزيونی، تماشای فيلم، وقت گذرانی با دوستان و شركت در ميهمانيها بپردازد.
13- گريزان بودن از كار
والدين در اين دوره در مييابند، فرزند نوجوانشان علاقهای به انجام امور خانه و به عهده گرفتن وظايف را ندارد، بهانه درس را میآورد و ترجيح میدهد خود را به فعاليتهايی مشغول دارد كه به آنها علاقه دارد، مانند گوش دادن به موسيقی، تلفن كردن به دوستان، انجام بازيهای كامپيوتری و...
اصول پیشگیری از رفتارهای پرخطر
آیا میدانید رفتار پرخطر چیست؟ انواع خاصی از رفتارها كه باعث افزایش احتمال ابتلای افراد به ناخوشی یا بیماری میشوند را رفتار پرخطر گویند.
به همین جهت تغییر رفتارهای پرخطر، هدف عمده پیشگیری از بیماریها بوده و موجب سلامت جامعه و ایجاد زندگی سالم میشود. شش رفتار پرخطر كه میتوانیم با پیشگیری از آنها زندگی سالمی داشته باشیم در ذیل آمده است.
۱ـ تغذیه نامناسب: افزایش مصرف روغنها و چربیها، مواد قندی و نمك خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، فشار خون، چاقی، دیابت و برخی از انواع سرطانها را افزایش میدهد. آیا میدانید شایعترین علت مرگ و میر در كشور بیماریهای قلبی و عروقی است كه باعث ۳۰۰ مورد از ۸۰۰ مرگ در شبانه روز میباشد.
مصرف زیاد نمك از مهمترین عوامل افزایش فشار خون است و مصرف زیاد مواد قندی باعث چاقی میشود و چاقی زمینه ساز ابتلای انسان به بیماری قلبی و عروقی، دیابت نوع دوم و برخی از سرطانها است بنابراین برای پیشگیری از افزایش فشار خون مصرف نمك را كاهش دهید. به هنگام طبخ غذا تا حد امكان، نمك كمتر به غذا اضافه كنید و به غذای كودكان زیر یك سال نمك اضافه كنید. از مصرف بی رویه شیرینیهای خامه دار، چیپس، سس سفید سالاد، سوسیس، كالباس، همبرگر، كله پاچه، مغز و دل و قلوه كه حاوی مقادیر زیادی چربی هستند اجتناب كنید. برای پیشگیری از افزایش كلسترول خون به جای روغن حیوانی و روغن نباتی جامد از روغن مایع نظیر روغن زیتون و روغن آفتابگردان استفاده كنید و برای كاهش مصرف چربیها غذاها را به صورت كبابی، تنوری و بخارپز و یا آب پز تهیه كنید. چربی قابل رویت گوشت قرمز و پوست مرغ را قبل از طبخ جدا كنید سعی كنید حداقل هفتهای دو بار ماهی مصرف كنید. و از موادغذایی حاوی الیاف گیاهی و مواد مغذی مثل سبوس غلات و نانهای سبوس دار استفاده كنید.
۲ ـ سوانح و حوادث: آیا میدانید یك پنجم كل مرگ و میرها ناشی از سوانح بوده و بیش از نصف آن مربوط به حوادث رانندگی است هر ۲۲ دقیقه یك نفر در اثر حوادث ترافیكی در ایران جان خود را از دست میدهد. دومین عامل مرگ و میر در كشور و اولین عامل مرگ و میر در اثر سوانح و حوادث شامل گروه سنی ۲۰ ۱۰ سال است.
از میان همه حوادث و سوانح، حوادث راهنمایی و رانندگی بیشترین سهم را داشته و عدم رعایت سرعت مجاز و رعایت نكردن اصول ایمنی استفاده از كمربند و كلاه ایمنی و توجه ناكافی به قوانین راهنمایی و رانندگی به ویژه عدم رعایت حق تقدم خودرو به خصوص در بزرگراهها و عدم استفاده از معابر ویژه عابرین پیاده موجب افزایش این حوادث میشود.
۳ ـ كمبود فعالیتهای بدنی: تحرك بدنی به فعالیتهایی گفته میشود كه در نتیجه آن تحرك عضلات بدن تعداد ضربان قلب، تنفس و جذب اكسیژن به فرد افزایش مییابد.
تحرك، رمز سلامتی است كه سلامت جسمانی، سلامت روانی و اجتماعی را نیز در بر دارد. عدم تحركت بدنی امكان ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، دیابت، چاقی، پوكی استخوان، آتروفی اعضا و كمردرد را افزایش میدهد. افراد فعال همیشه با انگیزه، شاداب، صبور، شكیبا و چابك هستند و در مقابل استرسها و حوادث زندگی به خوبی مقاومت كرده و به حل مسائل میپردازند. این افراد تمرینات ورزشی منظم داشته و این تمرینات را قبل از دوران بلوغ خود آغاز كردهاند. حداقل نیم ساعت پیاده روی ساده با سرعت كم و هر روز سبب افزایش توانایی ریهها و قلب و عروق میشود تمرینات ورزشی از پوكی استخوان جلوگیری میكند و از تجمع چربی در نقاط مختلف بدن كه سبب بدشكلی آنها میشود جلوگیری كرده و به حفظ تركیب و زیباییاندام میانجامد.
۴ ـ مصرف دخانیات و مواد مخدر: آیا میدانید مصرف دخانیات و مواد مخدر منجر به عوارض جسمی، روانی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی میشود.
در بیشتر موارد زمان بین اولین تجربه سیگار كشیدن تا وابستگی شدید به سیگار طی یك سال و یا كمتر صورت میگیرد دوسوم سیگاریها از سنین جوانی از ۱۵ تا ۲۴ سال مصرف سیگار را شروع میكنند. اعتیاد به سیگار مانند اعتیاد به دیگر مواد مخدر است. مصرف سیگار و مواد مخدر منجر به سوء تغذیه، مشكلات گوارشی و كبدی، مشكلات ریوی و ابتلا به انواع بیماریهای مقاومتی و بیماریهای عفونی و همچنین ابتلا به بیماری ایدز و هپاتیت میشود.
۵ ـ خشونت: آیا میدانید خشونت عواقب جسمی، روانی و اجتماعی فراوانی دارد كه با آموزش مهارتهای زندگی به كودكان و نوجوانان میتوان از این معضل پیشگیری كرد. قتل، معلولیت، آسیبهای جدیاندامها و مرگ ناشی از جراحات خشونت از عوارض شایع خشونت هستند همچنین ترس، افسردگی، گوشه گیری و انزوا بعضی دیگر از عوارض خشونت هستند. خشونت منجر به كاهش مشاركت اجتماعی و در نتیجه كاهش سرمایه اجتماعی میشود كه علاوه بر عوارض اجتماعی، عواقب اقتصادی جدی هم به دنبال دارد.
۶ ـ رفتارهای جنسی غیرایمن: رفتارهای مخاطره آمیز جنسی، نوجوانان را در معرض خطر ابتلا به ایدز، بیماریهای آمیزشی و هپاتیت قرار میدهد كه با افزایش آگاهی و تقویت مهارتهای زندگی و آموزش اصول بهداشت و حقوق باروری علاوه بر مستحكم كردن بنیان خانواده كه منجر به آموزش حق و نحوه رفتار تمام افراد خانواده میشود، میتوان با شرایط خطرساز ناشی از رفتارهای جنسی غیرایمنی نیز مقابله كرد.
نوجوانی بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی شامل گروه سنی 19-10 سال است که دوره گذر از کودکی به بلوغ به شمار میرود. این گذار دارای ابعاد زیست شناختی، روان شناختی، اجتماعی و عاطفی است که نوجوانان در معرض استرسهای فراوانی قرار میگیرند( صادقی و گیلانی پور، 1388)
اگر با دید دقیق تمام مراحل زندگی هر انسان را بررسی کنیم، میبینیم که نوجوانی یکی از سخت ترین، پر تلاطمترین و پر فشارترین و در عین حال یکی از مراحل شیرین زندگی هر انسانی است، چرا که در این مرحله است که فرد برای اولین بار با مسائل و رفتارها و فرضیههایی در ذهن، آشنا میشود که شاید در هیچ یک از مراحل قبل و بعد از این دوره با آنها آشنا نبوده است.( احدی، جمهری ؛1378).
نوجوانی را سنی حساس در ایجاد و گسترش رفتارهای مقابلهای و پاسخ به نیازهای محیطی میدانند. در این دوره، نوجوان به واسطه تغییرات سریع قیزیکی، روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و شناختی با انبوهی از مشکلات مغایر سلامت همراه است. نوجوان برای این که بتواند خود و جایگاه خود را در جامعه و خانواده ثابت کند و برای خود نقش و پایگاهی داشته باشد ممکن است به رفتارهای مخرب و پر خطر روی بیاورد.
آنان این کارها را برای اثبات خود و مرکز توجه قرار گرفتن انجام میدهند. رفتارها نامناسب، عوامل تهدید کننده سلامت , و پیامدهای منفی این دوه میتواند تهدید جدی رابر سلامت فرد در طول زندگی ایجاد کند. از جمله این رفتارها، رفتارهای پر خطر است. رفتارهای پرخطر به رفتارهایی اطلاق میشود که احتمال نتایج منفی و مخرب جسمی، روان شناختی و اجتماعی را برای فرد افزایش میدهد( کارگرگ و گرور، ( 2003).
باید آگاه باشیم که نوجوانی از دورانهای مهم در ساخت و پایه ریزی شخصیت فرد محسوب میشود به همین دلیل برخی از مشکلات رفتاری ایجاد شده در این برهه، در دورههای بعدی زندگی، خود را به صورت ویژگیهایی پایدار نشان میدهند( احدی، محسنی، 1386).
همچنین نوجوانی دوره رشدی مهمی است كه با فرايند شكل گيری هويت همراه است. در این دوره، نوجوان به دنبال اين است كه به سوالهای متعدد ذهن خود پاسخ دهد، و از تمام چالشها به سلامت عبور کرده و يك هويت يكپارچه برای خود شكل دهد. شكل گيری هويت به عنوان فرايند انسجام تغييرات فردی، تقاضاهای اجتماعی و انتظارات برای آينده محسوب میشود( شهرآرای، 1384).
به دلیل اینکه نوجوانی یک دوره بحرانی از زندگی است، الگوهای رفتاری مهم و تاثیرگذار بر زندگی فرد، در این دوره شکل میگیرند. در نوجوانی، فرد جایگاه خویش را در خانواده، دوستان و جامعه تعیین میکند.
عوامل اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی نقش مهمی در سوگیری رفتاری افراد به عهده دارند. اغلب نوجوانان با خانواده، جامعه و بستگان دچار چالش هستند و ممکن است فشار این مشکلات نوجوان را در مرحله تصمیم گیری به سمت رفتارهای پرخطر بکشاند. جامعه امروز، نوجوان و خانواده را با نیازهای فراوانی روبرو میکند.
در دوره نوجوانی افراد تجربه آموزی نموده و از این رو با خطرهای گوناگونی روبرو میشوند، در این مرحله نوجوان از خانواده به سوی جامعه کشیده میشود و در راستای به دست آوردن جایگاه اجتماعی میکوشد. در این دوران آنان ممکن است دوستانی برگزینند که والدین نپذیرند و یا پوششی داشته باشند که والدین آنها را نپسندند و یا به مقایسه خانواده خود با سایر خانوادهها بپردازند.
در این دوره نوجوان برای این که بتواند خود و جایگاه خود را در جامعه و خانواده ثابت کند و برای خود نقش و پایگاهی داشته باشد ممکن است به رفتارهای مخرب و پر خطر روی بیاورد. آنان این کارها را برای اثبات خود و عدم نادیده گرفته شدن و مرکز توجه قرار گرفتن انجام میدهد. از جمله این رفتارها، رفتارهای پر خطر است. رفتارهای پرخطر به رفتارهایی اطلاق میشود که احتمال نتایج منفی و مخرب جسمی، روان شناختی و اجتماعی را برای فرد افزایش میدهد( کارگرگ و گرور، 2003).
رفتارهای پرخطر نوجوانان يكی از مهمترین مسايل بهداشتی و اجتماعی جوامع کنونی است كه بر فرد، خانواده و جامعه تاثير میگذارد( جانستون، اومالی، بچمن، 2001، به نقل از محمدخانی، 1386).
رفتارهای پرخطرشامل رفتارهايی هستند كه زندگی ديگران را مختل كرده و ممكن است به اشخاص و يا اموال آنان آسيب برسانند و شامل رفتارهايی است که معمولا تحت عنوان بزهكاری نوجوانان دسته بندی میشوند كه شامل تخطی از قانون، نظير تخريب اموال، سرقت، خشونت یا استفاده از سیگار، الكل، مصرف مواد، فرار از مدرسه، آتش افروزي، تجاوز به عنف يا تهديد میشود( ماستن، 1991).
با ارائه اصطلاح سندروم رفتار مشکل ساز، مقولههای رفتارهای پر خطر را شامل سیگار کشیدن، مصرف مواد، الکل، رانندگی خطرناک و فعالیت جنسی زود هنگام میداند. مصرف مواد مخدر، خشونت و رفتارهای جنسی عامل بسياری از مرگ و میرهای سنین نوجوانی و اوایل بزرگسالی است( لیندبرگ، بوگست و ویلیامز، 2000).
بسیاری از رفتارهای پر خطر از قبیل مصرف سیگار، مواد و روابط جنسی نامطمئن در سنین قبل از 18سالگی اتفاق میافتند( برگمن و اسکات، 2001)
عوامل به وجود آورنده رفتار پرخطر
1- نظریه رفتار مشکل با این فرض را آغاز میشود که آسیب پذیری در برابر رفتارهای مشکل آفرین ناشی از تعامل شخص و محیط است. محیط به ساختارها یا عوامل نزدیک و دور تقسیم میشود. در هسته مرکزی ساختارها ی دور، پیوند و ارتباط با خانواده و همسالان قرار دارد. اگر نوجوانها با والدین دلبستگی و پیوند برقرار نکنند، با همسالان خود ارتباط نزدیک تری داشته باشند و بیشتر تحت تأثیرآنها قرار میگیرند، تا والدین خود، در معرضِ رفتارهای پرخطر هستند.
در هسته ساختارهای نزدیک، الگوپذیری اجتماعی و رفتارهای ویژه مواد از سوی دوستان و اعضای خانواده است. اگر نوجوانان دوستانی داشته باشند که رفتارهای پرخطر( مصرف مواد، بزهکاری، خشونت، ...) انجام بدهند؛ احتمال انجام این رفتارها از سوی آنان بیشتر است. ویژگیهای شخصیتی و روانی فرد نیز به سه مقوله دور، واسط، و نزدیک تقسیم میشود.
دورترین ویژگی روانی گروه باور شخصی قرار میگیرد، ساختاری که بر اساس آن نوجوان در معرض رفتارهای پرخطر است؛ اگر الف) از نظر اجتماعی عیب جو و خرده گیر باشد و از نظر فرهنگی احساس طرد و غریبگی نماید.
ب) عزت نفس پایین داشته باشد و احساس کند در صورت اقدام به رفتارهای انحرافی چیزی زیادی را از دست نمی دهد. منبع کنترل بیرونی داشته باشد؛ یعنی هیچ کنترلی بر رفتارش ندارد و موفقیتها و شکستهای خود را به عوامل بیرونی و محیطی نسبت میبدهد.
عوامل واسط رفتارهای پرخطر تحت گروه ساختار تحریک انگیزشی قرار میگیرد و جهت گیری اهداف اصلی نوجوانان، انتظارات و ارزشهای شخصی آنان را در نظر دارد. این ساختار بیان میکند که نوجوانان، در معرض رفتارهای پرخطر هستند. اگر نوجوانان، به ارتباط با همسالان ارزش زیادی بدهند، به دنبال استقلال و جدایی از خانواده باشند و پیشرفت و موفقیت تحصیلی را بی ارزش بدانند و در نهایت نزدیکترین علل درون فردی تحت گروه ساختار کنترل فردی قرار میگیرد.
این ساختار نگرش نوجوانان را در مورد رفتارهای انحرافی در نظر دارد و مدعی است که نوجوان در معرض رفتارهای پرخطر است اگر عموماً رفتارهای انحرافی را بپذیرد و یا معتقد باشد که سودمندیهای رفتارهای پرخطر از آثار زیان بار آن بیشتر است( طارمیان، 1378).
2- عوامل روان شناختی از میان عوامل روان شناختی و تفاوتهای فردی که بتواند علت رفتارهای پرخطر را تبیین نماید میتوان به این عوامل زیر اشاره کرد: مزاج فرد که معنای سطح پایه فعالیت رفتاری، مردم آمیزی و دامنه توجه کردن را تعیین میکنند. نوجوانانی که رفتارهای پرخطر را انجام میدهند دارای منبع کنترل بیرونی هستند و در مقایسه با نوجوانان عادی اعتماد به نفس کمتری دارند.
تکانشگری، حالتهای افسردگی، توانایی ضعیف در ابراز وجود، اضطراب زیاد و نیاز شدید به تأیید اجتماعی، با رفتارهای پرخطر ارتباط دارد( فورمن و لینی، 1991).
در پژوهشهای مختلف روشن شده است که نوجوانانی که در سابقه زندگی شان حوادث و رویدادهای منفی بیشتری وجود داشته است، احتمال بیشتری دارد که رفتارهای پرخطر را انجام دهند شواهدی وجود دارد که نوجوان از مصرف مواد مخدر به منزله راهی برای مقابله با مشکلات، احساسات منفی و موقعیتهای فشارزا استفاده میکند. فشار روانی نظیر فشار گروه همسالان و پرخاشگری، پیش بینی کننده مصرف مواد در نوجوانان است( هاوکینز، میلر و کاتالانو، 1992).
3-نظریه تعامل خانواده بروک و همکاران( 1990) نظریهای را توصیف میکنند که در آن دلبستگی عاطفی به والدین یادگیریهای اجتماعی و ویژگیهای درون فردی نوجوانان، به طور مستقیم بر سوء مصرف مواد اثر میگذارند. پایه و اساس نظریه تعامل خانواده، ارتباط و پیوند قوی عاطفی میان والدین و کودک است. خصوصاً ارتباط مادر و کودک.
بر اساس این نظریه، دلبستگی میان والد و کودک چهار علت دارد.
علل آن عبارتند از:
الف) ارزشهای مورد قبول والدین،
ب) رفتار و روش توام با حمایت و عطوفت والدین،
ج) آرامش روانی مادر و
د) کنترلی که مادر در مورد کودک خود دارد( محمد خانی، 1388).
4-مدل بوم شناسی اجتماعی به اعتقاد کامپر و ترنر(به نقل از فلی و میلر، 1995)
زیر بناییترین علت بروز رفتارهای پرخطر فشار روانی خصوصا فشار روانی مربوط به مدرسه است، نوجوانانی که مدرسه را فعالیتی مشکل و پرفشار مییابند، از فعالیتهای مدرسه گریزان شده و همسالان منحرف را به منزله مَفّری برای رهایی از فشار روانی انتخاب میکند و انجام رفتارهای پرخطر توسط آنها تقویت میشود. در این دیدگاه خود کار آمدی تحصیلی ضعیف مهمترین علت فشار روانی نوجوانان در مدرسه است در نتیجه مدل بوم شناسی اجتماعی مدعی است که اگر نوجوان در مورد مهارتهای تحصیلی خود دچار تردید شود و مدرسه را محیطی پرفشار و نامساعد درک کند ممکن است به رفتارهای پرخطر خصوصا مصرف مواد روی میآورند.
5- مقابله سازهای دیگری که با سلامت عمومی رابطه دارد، مقابله است. مقابله فرایندی است که از طریق آن افراد استرسهای ناشی از عوامل استرس زا را کنترل میکنند و هیجانات منفی ایجاد شده بوسیله این عوامل را تحت کنترل در میآورند. اضطراب و آشفتگی هیجانی بخشی از رفتارهای قالبی نوجوانان هستند که به صورت رفتارهای آزمایشی، خشن و ناپایدار بروز میکند. هال در مورد نوجوانی اصطلاح "طوفان و فشار" را به کار برد تا نشان دهد واکنشهای هیجانی نوجوانان شدید و گذرا هستند. پترسون و همبورگ( 1986)، مرحله بحرانی را زمانی میدانند که یک سری تغییرات مهم به طور همزمان در درون و بیرون فرد رخ میدهند. در دوران تغییرات شدید، شیوههای آگاهانه تفکر و عمل موقتاً مختل میشوند.
در نتیجه، افراد نسبت به زمانهای دیگر از لحاظ روان شناختی آسیب پذیرتر هستند. احتمالاً بیشتر از هر دوره دیگر، نوجوانی اولیه زمانی است که تحولات شدید و وسیع اشخاص را از بعد جسمانی، روان شناختی و جامعه شناختی تحت تأثیر قرار میدهند( شهرآرای، 1384).
این تغییرات شیوههای تعامل فرد با اشخاص دیگر را تغییر میدهند و این تعاملات تغییر یافته تعامل بیشتری را ایجاد میکند. به علاوه، این تحولات بین نوجوانان و زمینههای اجتماعی آنها، در گستره زمانی کوتاه مدتی رخ میدهند. این بدان معنی است که نوجوان با تحولات سه محوری زیستی، روانی و اجتماعی خود در فضایی که انتظارتی نیز از او دارد باید خود را در زمانی کوتاه سازگار سازد( شهرآرای، 1384).
منابع
- احدی، ح. محسنی ، ن. ( 1386). روان شناس- سازمان ملی جوانان.( 1381). احدی ، حسن و محسنی ، نيكچهر(1386)روانشناسی رشد، چاپ دوازدهم، تهران:نشر پرديس.
بررسی وضعیت بهداشت جوانان، واحد پژوهش و تحقیق. رشد. تهران. پرديس. - صادقی، م. گیلانی پور، م. ( 1388).
الگوهای پیشگیری از سوء مصرف مواد در نوجوانان: یک مقاله مروری. شهر آرای ، مهرناز( 1384)
روانشناسی رشد نوجوان. تهران: نشر علم. - طارمیان، ف. ( 1378).
سوء مصرف مواد مخدر در نوجوانان. تهران. تربیت. - طارميان، ف. ( 1381).
بررسی مقدماتی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی در پيشگيری از سوء مصرف مواد در دانش آموزان راهنمايي.
گزارش چاپ نشده: دفتر پيشگيری از سوء مصرف مواد وزارت آموزش و پرورش. محمدخانی، شهرام و باش قره رقیه.( 1387).
بررسی رابطه هوش هیجانی و سبکهای مقابلهای با سلامت عمومی دانشجویان.. فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختي. شماره- محمد خانی، ش. ( 1388).
مجموعه مقالات نخستین کنگره کشوری پیشگیری از سوء مصرف مواد. تهران. دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. - محمدخانی، ش. ( 1386).
مدل ساختاری مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر: ارزيابی اثر مستقيم و غير مستقيم عوامل فردی و اجتماعي. فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختي. شماره2، ص 5 -16. محمدخانی، شهرام(1386).
مدل ساختاری مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر: ارزيابی اثر مستقیم و غیر مستقیم عوامل فردی و اجتماعی.
فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی. ( شماره 2).
Bartholomew, K. ( 1990). Avoidance of intimacy: An attachment perspective. Jornal of Social and personal Relationship, Vol, 7, 147-178.
Brennan, & Shaver, P. ( 1995). Self-report measurement of attachment. In J. Simpson & S. Rholes( Eds.) , Attachment theory and close relationships( pp. 46–75). Guilford. Hawkins, D. Miller, J. , & Catalano, F. ( 1992). Risk and Protective Factor for alcohol and other Drug problems in adolescence and early adulthood. Journal of psychological Bulletin, Vol, 112, 225- 257. Jessor, R. ( 1987) Problem behavior theory:
Psychological development and adolescent problem drinking. British Journal of Addiction,82, 331-42.
Swadi, H.( 1999), Individual Risk factors for adolescent substance use. journal of drug and alcohol dependence,Vol, 55, 209-22
نظم و برنامه سامان دهنده زندگی و وسیله ای موثر برای رسیدن به اهداف بزرگ است .با تشکیل برنامه منظم برای رسیدن به اهداف عالی ، لحظات زندگی خود را با ثمر و پر بار نمائید و برای استفاده بیشتر از ساعات عمر خود و جبران گذشته های از دست رفته با کوششی بیشتر و تصمیمی قاطع تر به پیروی از برنامه منظم و صحیح بپردازید .
عمل به برنامه صحیح انسان را منظم ، متعهد ، و معتقد به آنچه را که انجام می دهد می نماید .
حضرت علی علیه السلام در هنگام شهادت به امام حسن و امام حسین علیه السلام فرمودند : شما و همه فرزندان و اهل خود و همچنین کسانی را که این گفتار به آنان برسد وصیت میکنم : به داشتن تقوای الهی و نظم در امورتان .....
این پیام اولین مقام امامت عالم هستی حضرت علی علیه السلام است که روشنگر اهمیت نظم و برنامه برای همگان است .
به بیان دیگر اگر افراد در زندگی خود از نظم بهره ببرند بهتر میتوانند زندگی خود را كنترل كنند. نظم میتواند در تمام حیطههای زندگی وارد شود. در این ایام اگر دید و بازدیدها، سرگرمیها، زمان خواب و تغذیه افراد بانظم همراه شود، میتواند سلامت جسم و روان را بهدنبال داشته باشد.
اما از آنجا كه كودكان و بخصوص نوجوانان دوست دارند در تعطیلات مستقلتر عمل كنند، آیا میتوان برنامه مفرح، سرگرمكننده و جذابی را كه بر پایه حفظ نظم شكل گرفته باشد، برایشان تنظیم كرد؟
معمولا نوجوانان دوست دارند مستقل از فعالیتهای خانواده عمل كنند و اگر علاقهمندی آنها و درخواستهایشان با خانواده همسو نباشد، این مساله باعث ایجاد دلخوری بین آنها و والدینشان میشود. در چنین شرایطی توصیه میشود به نیازهای نوجوانان اهمیت داده شود و از سرزنش كردن و پیامرسانی نامطلوب استفاده نشود.
گاهی مشاهده میشود مشكل اصلی علاوه بر همسو نبودن علایق، شیوه بیان درخواستها از یكدیگر است كه باعث تحریك طرف مقابل میشود و به نوعی چالش و درگیری در خانواده ایجاد میكند. خانوادهها میتوانند با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و امكانات خود برنامههایی را برای فرزندشان در نظر بگیرند تا به نوعی همه اعضای خانواده از تعطیلات لذت ببرند.
حال از کجا باید شروع کرد؟
اولویتهای خود را بنویسید : معمولا همه مردم قبل از شروع تعطیلات نقشه ها و افکار دور و درازی دارند. استراحت، تفریح، ورزش، رسیدگی به کارهای عقب افتاده، دیدار دوستان و بستگان و خیلی کارهای دیگر. اما مطمئنا نمی توان همه این کارها را همزمان انجام داد. شاید یکی از اصلی ترین علت های پریشانی و استرس در طول تعطیلات هم، همین افکار باشد. اما چنین استرسی یک راهکار بسیار ساده دارد: دسته بندی و مکتوب کردن برنامه ها. می توانید یک قلم و کاغذ بردارید، چند دقیقه بنشینید و اولویت های خود را مشخص کنید. به این موضوع فکر کنید که در تعطیلات پیش رو واقعا چه کاری برای شما ارزشمندتر است. همه کارهایی را که مدنظر دارید روی کاغذ بنویسید و سپس به آنها نمره بدهید. مثلا شاید روزهای کاری سختی داشته اید و در حال حاضر مهم ترین مساله برای شما آرامش داشتن و به اصطلاح ریلکس شدن است. پس اولویت اول شما استراحت می شود. حالا روی یک کاغذ جدید اولویت ها را به ترتیب نمره بنویسید. این کاغذ را جایی نگهداری کنید که همیشه در معرض دیدتان باشد. مثلا جلوی آینه اتاق یا روی صفحه نمایش (مانیتور) کامپیوتر. این کار به شما کمک می کند در طول تعطیلات، مدیریت زمان خوبی داشته باشید. سعی کنید به لیستی که تهیه کرده اید کاملا وفادار بمانید و هرگز برای اولویت های پایین تر، وقت زیادی صرف نکنید. متعهدماندن به لیست اولویت ها باعث می شود طبق فکر و تصمیم اولیه پیش بروید تا دچار آشفتگی و استرس نشوید.
غذا را باهم صرف كنید: واقعیت آن است كه گرایش خانوادهها به استفاده از غذاهای آماده و رستورانها در تعطیلات افزایش پیدا میكند و با اینكه اعضای خانواده معمولا وقت بیشتری را در طول تعطیلات دارند، اما به دلیل نداشتن برنامهریزی برای دید و بازدیدها و ساعاتی كه خارج از منزل هستند، تمایل به مصرف غذای غیرخانگی افزایش مییابد.
دكتر دارینی درباره حفظ نظم تغذیهای میگوید: نحوه تغذیه صحیح بهتر است از كارشناسان تغذیه و سلامت پرسیده شود، اما آنچه از نظر روانشناسی دارای اهمیت است، بودن در كنار یكدیگر هنگام غذاخوردن است. اگر افراد براساس شغل و تعطیلاتی كه دارند، این امكان را دارند كه با یكدیگر باشند، بهتر است كه حتما در تعطیلات یكدیگر را برای غذاخوردن همراهی كنند و باهم باشند.
با فرزندانتان بازی كنید: معمولا در طول تعطیلات حوصله فرزندان خانواده سر میرود. این موضوع با سن ارتباط دارد و حضور نداشتن در مدرسه جزو عوامل تشدیدكننده این موضوع است، اما نباید فراموش كنیم كه برای حفظ روال مطلوب و منطقی در زندگی باید بتوانیم از جسم و روان خود خوب مراقبت كنیم، یعنی از نیروی فكری خود در هر شرایطی استفاده كنیم و با داشتن برنامهریزی برای خود یك زندگی سالم و شاد بسازیم.
به همین علت روانشناسان تاكید میكنند خانوادهها برنامهای برای فرزند خود با توجه به سن، جنس و علاقهمندیهای او در نظر بگیرند. میتوان از خود فرزند نیز خواست فهرست علایق خود را بیان كند و خانواده براساس امكانات خود برای علایق فرزندش برنامهریزی كند.
تعطیلات بهترین زمان برای وقت گذاشتن برای فرزندان است، اما معمولا بازیهای رایانهای جایگزین فعالیت اشتراكی با فرزندان شده است و حتی به خانوادهها توصیه میشود اگر زمان محدودی را برای استفاده از بازیهای رایانهای برای فرزند خود در نظر گرفتهاید، میتوانید هنگام بازی آنها را همراهی كنید. همچنین برای اینكه فرزندان از درس دور نمانند، مروری بر تكالیف مدرسه نیز بهتر است كه در تعطیلات صورت گیرد.
آداب سفردسته جمعی را بیاموزید: خیلی ها دوست دارند هنگام تعطیلات با گروه زیادی از دوستان و نزدیکان خود به سفر بروند. در واقع آنها با یک تیر دونشان می زنند؛ هم به مسافرت رفته اند و هم کنار افراد موردعلاقه خود هستند. اما چنین سفرهایی هم گاهی خسته کننده می شوند و فرد بدون اینکه لذتی برده باشد دوست دارد زودتر به خانه برگردد. البته علت های مختلفی ممکن است پشت این مساله باشد، به عنوان نمونه تقسیم نادرست وظایف، جور نبودن سلیقه ها یا رعایت نشدن حریم خصوصی افراد و یا در بسیاری از موارد عدم علاقمندی فرزندان خصوصا نوجوانان به این سفرهای دسته جمعی که باعث ایجاد ناراحتی برای والدین نوجوان می شود. برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی بهتر است قبل از سفر، خیلی روشن و بدون تعارف کردن وظایف هر کس در طول این دوره مشخص شود.
برای کاهش ناراحتی نوجوان تان نیز سعی کنید برنامه ای مختص نوجوان تان طراحی کنید که البته مطابق با نظر و سلیقه شخصی وی باشد تا او نیز در این دست جمعها و مسافرتها کمتر بدخلقی کند.
داشتن برخی مهارتهای زندگی به ما كمك میكند كه هم از نظر فردی تعطیلات خوبی داشته باشیم و هم از تنشهایی كه طی تعطیلات برای افراد اتفاق میافتد دور شویم
تنظیم زمان خواب در روزهای پایانی تعطیلات: تغییر در سیستم برنامههای روزمره افراد در نوروز بشدت به چشم میخورد و بارزترین آن تغییر زمان خواب و تغذیه افراد است. در بسیاری موارد خانواده یكدیگر را به بهانه تعطیلات به این برهم ریختگی و بیدار ماندنهای شبانه تشویق میكنند.
كودكان نیز معمولا از قرار گرفتن در این بینظمی ابراز رضایت میكنند و به این ترتیب ساعت خواب تغییر میكند و افراد دیرتر به خواب میروند حتی خانوادهها گاهی از افتخارات خود میدانند كه تا صبح بیدار بودیم و مثلا بازی میكردیم یا فیلم دیدیم، اما معمولا افراد بعد از تعطیلات نیز دچار نوعی كسالت میشوند و به زحمت میتوانند از خواب برخیزند و به فعالیتهای روزمره قبلی خود براحتی رسیدگی كنند، بنابراین بهتر است روی زمان خواب بخصوص در اواخر تعطیلات كنترل بیشتری داشته باشیم و شیوه زندگی خود را متناسب با شرایط زندگی روزمره خود تنظیم كنیم.
در مجموع داشتن برخی مهارتهای زندگی به ما كمك میكند كه هم از نظر فردی تعطیلات خوبی داشته باشیم و هم از تنشهایی كه طی تعطیلات برای افراد اتفاق میافتد دور شویم. یكی از بهترین مهارتهایی كه همه ما باید بیاموزیم، مدیریت زمان است كه طی تعطیلات نیز باعث میشود زمانی مفرح، مفید و بدون تنش داشته باشیم.
منابع: جام جم، سایت راه ناتمام همراه با تغییرات و اضافات/تبیان
اگر از اوقات فراغت به درستی استفاده شود و محتوای برنامه های ارائه شده برای اوقات فراغت سالم باشد در سلامت روانی و اخلاقی و دینی نوجوانان بسیار مؤثر بوده و از پایه های سعادت فرد، خانواده و جامعه به شمار می رود. برای داشتن جامعه ای سالم باید به اوقات فراغت جوانان بها داد در غیر اینصورت بهداشت روانی آنان دچار مشکل می شود.
اوقات فراغت مجموعه فعالیت هایی را در بر می گیرد كه شخص به میل و انگیزه درونی خود خواه برای استراحت و سلامتی خواه برای تفریح و بازی، خواه برای گسترش اعتقادات، دانش و ذوق با مشاركت آزاد اجتماعی یا بروز خلاقیت و توانایی در زمانی فارغ از تعهدات و الزامات شغلی، خانوادگی، اجتماعی، انجام دهد.
ساعات فراغت در طول سال از زمان گذشته تا كنون مورد توجه جوامع بشری بوده و افراد فارغ از كار آن را به شكل های گوناگون و با انجام كارهای متفاوت می گذرانند. برخی از اوقات فراغت بهره های عقلانی و انسانی و همچنین فواید مادی و معنوی برده و برخی بر اثر كارهای ناروایی كه در اوقات فراغت مرتكب می شوند چیزی جز ضررهای مادی و معنوی و زیان های جسمانی و روحی عایدشان نمی گردد. اوقات فراغت اگر در مجاری صحیح به كار گرفته شود موجب نشاط و مایه نیرومندی در سایر فعالیت هاست و اگر در كارهای نادرست و گناهان صرف شوند می تواند خطرات بزرگ و مفاسد غیر قابل جبرانی به بار آورد. به گفته جامعه شناسان بیشتر جرایم و جنایاتی كه در دنیا به وقع پیوسته به دست افراد سالم و در اوقات فراغتشان واقع شده است. از این رو پیامبر بزرگ اسلام (ص) برای آگاه سازی پیروان خود این مهم را تذكر داده تا در ساعات فراغت راه انحرافی در پیش نگیرند و خویشتن را گرفتار فتنه و بلا ننمایند.
برخی از اوقات فراغت بهره های عقلانی و انسانی و همچنین فواید مادی و معنوی برده و برخی بر اثر كارهای ناروایی كه در اوقات فراغت مرتكب می شوند چیزی جز ضررهای مادی و معنوی و زیان های جسمانی و روحی عایدشان نمی گردد.
ورزش به عنوان یكی از روش های گذراندن اوقات فراغت در تمام دوران زندگی به ویژه دوران نوجوانی نقش مهمی دارد. ورزش علاوه بر آن كه موجب می شود فرد مكان مناسبی برای گذراندن اوقات فراغت خود داشته باشد در تأمین سلامت روانی و جسمانی او نیز مؤثر بوده و بسیاری از آثار نامطلوب محیط اجتماعی، اقتصادی را می توان از طریق ورزش كاهش داد. مكتب اسلام به ورزش توجه داشته است تا هم سلامت فرد حفظ شود و هم از ورزش در راه كسب عزت و عظمت مسلمانان و دفاع از مرزهای كشور اسلامی بهره جویند. اسلام به منظور آمادگی جسمانی مسلمانان برخی از ورزش ها را مورد تأكید قرار داده است.
امام علی (ع) می فرماید: به فرزندان خود شنا كردن و تیراندازی را آموزش دهید (1)
بسیاری از مردم اوقات فراغت خویش را به گردشگری می گذرانند. پژوهش ها نشان می دهد كه سفر به عنوان یك فعالیت جدی گذران اوقات فراغت تلقی می گردد. مكتب اسلام سفر كردن و گردش در جهان طبیعت را مورد تأكید قرار داده و برای آن آدابی بر شمرده است. در اسلام جهانگردی وجود دارد به آن اهمیت زیادی داده شده و چندین آیه در قرآن در این رابطه آمده است، که افراد را تشویق به سفر می کند البته از سفر نتیجه گیری در نظر دارد و آن بهره وری جسمی و روانی از طبیعت و تحقیق و بررسی آثار و سرنوشت پیشینیان و مشاهده آثار عظمت خداوند در نقاط گوناگون جهان و عبرت گیری از همه این ها.
قرآن كریم در سوره (حج/46) می فرمایند: « افلم سییروا فی الارض فتكون لهم قلوب یعقلون بها ».
« آیا آنان در زمین سیر نكردند تا دل هایی داشته باشد كه حقیقت را با آن درك كنند. »
یكی از مصادیق استفاده از اوقات فراغت رفتن به زیارتگاه ها می باشد این امر در میان مسلمانان و به ویژه شیعیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
پس به طور كلی اوقات فراغت را می توان مهم ترین و دل پذیرترین اوقات بشر دانست. برای مؤمنان لحظه های نیایش یا معبود، برای دانشمندان ساعات توفیق و تفكر و برای هنرمندان زمان ساختن و ابداع و ابتكارات می باشد و در عین حال برای عده ای نیز این اوقات ملال آورترین لحظات است. اهمیت یافتن فراغت در جامعه امروز آن چنان محسوس و ملموس است كه با اندك توجهی به انتظارات و روحیات مردم می توان پی برد فرصت ها چونان ابر بهاری در آسمان عمر ظاهر می گردند و به سرعت می گذرند آن كس كه از این فرصت ها استفاده نكند جز افسوس بهره ای نخواهد داشت.
منبع: تبیان
افرادی که از افسردگی رنج می برند همیشه احساس خستگی می کنند علاقه ای به انجام هیچ کاری ندارند سر و گردنشان مدام درد می کند.مدام عصبی هستند و با اطرافیانشان رفتار پرخاشگرانه ای دارند. صبح ها علاقه ای به بیدار شدن ندارند و و انگیزه ای برای هیچ کاری ندارند.افسردگی در نوجوانان شایع تر است و عوامل مختلفی را تحت تاثیر قرار می دهد.
نوجوانی دوره انتقالی بین کودکی و بزرگسالی است که اگر به خوبی شناخته نشود یک دوره دشوارهم برای خود فرد و هم برای خانواده است. نوجوانان، بین کودکی و بزرگسالی به دام افتاده، تجربه های شدید تغییرات احساسی، جسمی و اجتماعی را تجربه می کنند. نوجوانی دوره ای است که احساسات مانند اضطراب، ترس، عدم اطمینان را می توان به عنوان یک دوره گذار تجربه کرد. با این حال، در برخی موارد، غم، اندوه، تنهایی، اضطراب و ناتوانی درمدیریت احساسات آنها در برمی گیرد و زندگی روزانه، ارتباط با خانواده و رابطه با دوستان شان ارتباط با محیط اطرافشان را به تحت تاثیر قرار دهد.
علت افسردگی در نوجوانان چیست؟
تحقیق و پژوهش برای افسردگی نوجوانان،حاکی از این است که صرفا یک دلیل خاص ندارد اما در این دوران بسیار شایع است و خود را نمایان می کند.
استعداد ژنتیکی، عوامل بیولوژیکی، زیست محیطی و روانی از عوامل اصلی که نقش مهمی در ظهور هورمون رشد افسردگی بازی می کند. در این میان عوامل محیطی، درگیری خانوادگی، از دست دادن، طلاق، عدم حمایت عاطفی نیز می تواند منجر به افسردگی و یا تشدید آن بشود.
علاوه بر این، تغییرات مورد در نوجوانی (تغییر نقش در خانواده، افزایش و بهبود برنامه های آینده از مسئولیت، و غیره) ممکن است در میان دلایلی که باعث افسردگی می شود به ارمغان آورد.
افسردگی در نوجوانان ممکن است به شیوه های مختلف ظاهر شود. فرد نوجوان در افسردگی ممکن است برخی از مشکلات را نه تنها احساسی، بلکه رفتاری نیز تجربه کند. این می تواند به مشکلات در خانه و محیط مدرسه منجر شود، و همچنین از بین رفتن روابط با خانواده، دوستان ونزدیکان .افسردگی اتاثیر منفی بر توجه، تمرکز و حافظه می گذارد،
شخص افسرده معمولا از افعالی مانند ” نمی توانم”، “نمی دانم”، “خسته ام” و غیره استفاده می کند.
اگر موارد زیر د شخص بیش از دو هفته طول بکشد خطر افسردگی ممکن است وجو داشته باشد.
اعتماد به نفس پایین
ناامیدی، اضطراب، میل گریه
احساس گناه بدون دلیل
بی تفاوتی برای فعالیت های اجتماعی
خستگی و کمبود انرژی
خشم و نفرت
از دست دادن اشتها و یا خوردن بیش از حد
قدرت توجه و تمرکز، فراموشی
مشکلات مواد مخدر (افزایش یا کاهش)
شکایت های جسمی (سردرد، درد گردن و غیره)
افکار خودکشی یا صدمه به خود
والدین چه کاری می توانند انجام بدهند؟
افسردگی در نوجوانان یک اختلال است که می تواند درمان شود.اولین قدم به سوی درمان این است که متوجه شوید مشکل وجود دارد. هنگامی که با چنین وضعیتی مواجه شدید بدون قضاوت سعی در برقراری ارتباط داشته باشید.
برخی از نوجوانان ممکن است تمایلی به صحبت با والدین خود نداشته باشند. در چنین مواردی، آنها باید به منظور به اشتراک گذاشتن وضعیت با چیزهای دیگر که در مدرسه و یا در محیط اطراف خود دارند باید مورد حمایت قرار گیرند. ممکن است مفید باشد که با افرادی که با فرزندان شما در ارتباط هستند (معلمان، راهنمایی، دوستان نزدیک، و غیره) صحبت کنید و ارتباطات با مدرسه داشته باشید.
همه دوست دارند در زندگیشان فرد موفقی باشند. اینطور نیست؟ حتی اگر شما هنوز نوجوان باشید باز هم میتوانید به موفقیت دست پیدا کنید و زمینهی موفقیتهای آیندهتان را از همین الان فراهم کنید. این اصلا کار سختی نیست. شک نکنید میتوانید یک «نوجوان موفق» باشید، یا اگر فرزند نوجوانی دارید به او کمک کنید تا به موفقیت دست پیدا کند. در ادامهی مقاله ۱۰ ویژگی را معرفی کنیم که میتواند شما را به یک فرد موفق تبدیل کند. چه شما یک نوجوان باشید، چه والدین یک نوجوان، هرکدام از این موارد شما را با یکی از خصوصیات نوجوان موفق آشنا خواهد کرد.
اهمیتی ندارد مدرسه رفتن تا چه حد میتواند برای بعضیها خستهکننده باشد. مهم این است که تحصیلات به شما کمک میکند به یک عضو فعال و باسواد در جامعه تبدیل شوید. تلاش کنید برترین دانشآموز مدرسهی خودتان باشید و بهترینهایتان را ارائه بدهید. در کلاس درس متمرکز باشید و به معلمهایتان خوب توجه کنید. تکالیفتان را با احساس مسئولیت کامل انجام بدهید. مطالعه کنید و بالاترین نمرات را کسب کنید. انجام تمام این کارها باعث میشود شما در بهترین دانشگاه و بهترین رشته پذیرفته شوید و این سکوی پرتاب شما برای داشتن یک آیندهی خوب و موفقیت در جامعه است. مدرسه از شما یک فرد کامل برای ورود به اجتماع میسازد و باعث میشود در مسیر درست قرار بگیرید.
کمکهای داوطلبانه، هم میتواند وضعیت جامعه را بهبود بخشد و هم از شما فرد شادتری بسازد. مطالعات نشان داده است افرادی که برای کارهای عامالمنفعه یا کمکهای اجتماعی داوطلب میشوند، نسبت به سایرین کمتر دچار افسردگی خواهند شد. سعی کنید زمینهی کمکهای داوطلبانهی مورد علاقهتان را پیدا کنید. اگر عاشق حیوانات هستید، داوطلب کار در یک باغوحش یا پناهگاه نگهداری از حیوانات شوید. اگر دوست دارید به مردم کمک کنید، در یک موسسه خیریه برای تهیهی غذای فقرا کار کنید. اگر عاشق محیط زیست هستید، در کاشت نهال درختان یا پاکسازی پارکهای جنگلی فعالیت کنید. هنگامی که شما به دیگران کمک میکنید احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این یعنی شما در حال ایجاد تغییرات بزرگی در دنیایتان هستید. از طرفی سابقهی کمکهای داوطلبانه میتواند تأثیر مثبتی در رزومهی کاری شما در آینده داشته باشد.
در مورد مشاغل مورد علاقهتان بهطور جدی فکر کنید و بهترین شغل را با توجه به نقاط قوت و تواناییهای خودتان انتخاب کنید. اگر در سنین نوجوانی و هنگام تحصیل در مدرسه، به اهداف شغلی و رشتهی تحصیلی که میخواهید در آن ادامه تحصیل بدهید کاملا فکر کرده باشید و انتخاب درستی انجام بدهید، در واقع برای همهی عمرتان از زندگی شغلیتان احساس رضایت خواهید کرد. از طرفی بهوسیلهی آن میتوانید رفاه کافی برای خودتان فراهم کنید. بجز اهداف شغلی، میتوانید روی سایر اهدافتان هم متمرکز باشید. به گرفتن بورسیهی تحصیلی فکر کنید. برای کسب نمرات عالی در مدرسه تلاش کنید. به پیوستن به یک تیم ورزشی و بسیاری اهداف مثبت دیگر فکر کنید. خودتان را با اهدافتان به چالش بکشید، قول میدهم از تواناییهای خودتان شگفتزده خواهید شد.

از درگیری و همینطور نشست و برخاست با همسنهای خود که دچار ناهنجاریهای اجتماعی یا بزهکاری هستند، اجتناب کنید. مراقب باشید در دام سیگار یا الکل و مواد مخدر گرفتار نشوید؛ چون این چیزها میتوانند تمام برنامههای آیندهی شما را خراب کنند. سعی کنید همیشه به قانون احترام بگذارید و سروکارتان به پلیس نیفتد. این طبیعی است که شما گاهی در زندگی به دلیل بروز مشکلات تحت فشار باشید، اینها برای هرکسی ممکن است پیش بیاید. اما اگر نتوانید از تمام مواردی که اشاره شد فاصله بگیرید و در تمام دوران نوجوانیتان دنبال دردسر باشید، مشکلاتتان چند برابر خواهند شد و نمیتوانید دوران تحصیلی خوبی داشته باشید.
به خاطر داشته باشید خانواده و مربیان شما در زندگی شما حضور دارند تا به شما کمک کنند که بهترین و کاملترین فرد باشید. به آنها احترام بگذارید و برای افکارشان ارزش قائل شوید، حتی اگر گاهی اوقات باعث رنجش شما میشوند. مطمئن باشید آنها هر اقدامی که انجام میدهند برای مراقبت از شماست و سعیشان این است که کمک کنند فرد موفقی در زندگیتان باشید. این درست است که شما نمیتوانید معلمها یا خانوادهتان را خودتان انتخاب کنید، اما میتوانید خودتان را با آنها هماهنگ کنید. یاد بگیرید چگونه با افراد برخورد کنید و با آنها کنار بیایید، چون زمانی که به جوانی برسید هم نمیتوانید رئیس یا همکارانتان را خودتان انتخاب کنید. پس همین الان یاد بگیرید چطور در کنار مردم با آرامش زندگی و کار کنید و به آنها احترام بگذارید.

دوستان کسانی هستند که میتوانند پشت شما بایستند، از شما حمایت کنند و در مواقع مشکلات شما را آرام کنند. با افرادی همنشین شوید که شما را خوشحال میکنند، کسانی که اهل دردسر نیستند و در حق کسی بدی نمیکنند. گروهی از افراد حمایتگر، مثبت و یاریرسان را به عنوان دوستانتان انتخاب کنید. اینها کسانی هستند که باعث پیشرفت و موفقیت شما در زندگیتان میشوند. تعدادی دوست واقعا خوب پیدا کنید که بعد از دوران دبیرستان هم بتوانید دوستیتان را با آنها ادامه بدهید.
عضو یک تیم ورزشی مناسب (در مدرسه یا خارج از آن) شوید. هر روز چند دقیقه بیرون بروید و بدوید. به یک گروه دستهجمعی تمرینات یوگا بپیوندید. شنا کنید. هنگام پخش آگهیهای تبلیغاتی بین برنامههای تلویزیونی دراز-نشست بزنید. هر جور که میتوانید ورزش کنید و فعال باشید. این باعث میشود چه به لحاظ ذهنی و چه به لحاظ بدنی احساس بهتری داشته باشید. مطالعات نشان میدهند افرادی که در سالهای کودکی و نوجوانی خود بیشتر فعالیت داشتهاند، در بزرگسالی نیز افراد فعال و سرزندهتری هستند. پس همین الان فعالیت و ورزش را شروع کنید.

یک سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید؛ مطالعه کردن، نوشتن، تمرین آواز یا یادگرفتن یک ساز موسیقی، سفالگری، نقاشی یا هر سرگرمی دیگری که خودتان به آن علاقه دارید. این به شما کمک میکند که وقتتان را به بهترین نحو بگذرانید و شخصیت خودتان را ارتقا بدهید. چیزهای جدید کشف کنید و آنها را امتحان کنید. ممکن است در حین این کار متوجه شوید به چیزهایی علاقه دارید که تا الان نمیدانستید.
سعی کنید دربارهی یک گرایش یا مقولهی اجتماعی یا یک موضوع خاص مطالعه کنید و به باور دربارهی آن برسید و فکرتان جهت پیدا کند. این جهتگیری میتواند یک مسئلهی اجتماعی، زیستمحیطی یا حتی اعتقادی-مذهبی باشد. شروع کنید به پرورش و شکل دادن ذهنتان در مسیر چیزی که به آن اعتقاد دارید یا نسبت به آن گرایش پیدا کردهاید. ایدههایتان در زمینهی مورد نظر را پرورش بدهید و روی آنها ایستادگی کنید. سعی کنید همیشه دربارهی باورها و اعتقادات خودتان محکم و پابرجا باشید.
شما همیشه جوان نمیمانید و پیش از اینکه این موضوع را به خوبی درک کنید و از تک تک لحظات نوجوانیتان لذت ببرید به سن بزرگسالی خواهید رسید. آن موقع است که فقط با خود میگویید: «ای کاش قدر نوجوانیام را بیشتر و بهتر میدانستم». جسور باشید. دنیای بیرون را تجربه کنید و زندگی را واقعا، زندگی کنید. عمر کوتاه است از آن لذت ببرید. شما میتوانید.
برگرفته از: wikihow
عشق به مطالعه دروازه ی دنیای یادگیری، فرهنگ و اندیشه را به روی نوجوانان میگشاید. در ایجاد این عشق و تعمیق و تبدیل آن به نیاز معنوی کودک و نوجوان، خانواده، گروه همسالان، آموزگاران و کتابداران نقش مهمی دارند.
در کشور ما به ویژه در سال های پایانی دبیرستان، مطالعه ی غیردرسی و تشویق دانش آموزان به مطالعه ی آزاد اغلب با مقاومت پدران و مادران روبه رو میشود. به نظر آن ها فرزندان شان باید روی خواندن درسها تمرکز کنند، در ساعات فراغت تست بزنند و برای کنکور آماده شوندو مطالعه ی آزاد مانع موفقیت فرزندان شان در کنکور می شود. فشار درس ها و اضطراب کنکورهم به حدی است که خود دانشآموزان نیز گرایشی به مطالعه نشان نمیدهند و تنها کسانی به مطالعه ی غیردرسی ادامه می دهند که از کودکی عادت به کتابخوانی داشته اند.
با توجه به این مشکلات، لازم می دانم شیوههای علاقهمند کردن نوجوانان ۱۱ تا ۱۶ ساله به مطالعه و راهکارهای عملی در این زمینه را برای پدران، مادران و آموزگاران در دو بخش ارایه کنم:
رهنمودهایی برای پدران ومادران
پدران و مادران چگونه میتوانند فرزندانی کتابخوان پرورش دهند؟
با اعضای خانواده به گردشهای دستهجمعی در طبیعت، دیدن موزهها، نمایشگاه ها و بناهای تاریخی بروید و از این راه افق دید خود و نوجوانان تان را گسترش دهید.
مسئولیتپذیری یک تعهد درونی به خود برای انجام کارها و فعالیتهای روزانه است. بسیاری از والدین با تصور اینکه فرزند ما هنوز کودک است اجازه انجام بسیاری از کارها را به نوجوان خود نمیدهند . زمانی که ما شاهد بزرگ شدن و رشد کردن فرزندان مان هستیم باید آگاه باشیم که آنها نیاز به مسئولیت دارند. این بخش مهمی از رشد و توسعه آنها است.
آنچه والدين در مورد مسئوليت پذيري نوجوانان بايد بدانند
در طول زمان نوجوانی، نیازبه استقلال و مسئولیت در نوجوانان قوی تر میشود. این بخشی از مسیر زندگی فرزند ما برای رسیدن به بزرگسالی است.نوجوانان برای تبدیل شدن به بزرگسالان توانمند، باید یاد بگیرند تصمیمات زندگیشان را خودشان بگیرند. فرایند کمک به فرزندان برای مسئولیت پذیری و تصمیم گیری از وظایف مهم والدین است .
شما نقش مهمی در آموزش و حمایت از فرزندانتان دارید تا بتوانند برای مسئولیت بیشتر آماده شوند. شما باید یاد بگیرید در چه زمانی و در چه زمینه ای اجازه دهید فرزندتان تصمیم بگیرد. میزان مسئولیت پذیری فرزندان به این بستگی دارد که تا کنون شما چقدر مسئولیت زندگی فرزندانتان را برعهده گرفتهاید و همینطور به فرهنگ جامعه و سنتهای خانوادگیتان ارتباط دارد. به عنوان مثال تجربه نشان داده فرزندانی که در روستاها زندگی میکنند مسئولیت پذیرتر از فرزندانی هستند که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند.
در حالت ایده آل شما و فرزندتان باید با تغییر مسئولیت و سرعت تغییر، احساس راحتی کنید. اگر این تغییر مسئولیت خیلی سریع اتفاق بیفتد ممکن است شما هر دو احساس غرق شدگی کنید. بیش از حد کم هم ممکن است فرزند شما را سرکش کند.
چگونگی شروع به تغییر مسئولیت با : “بله،نه،شاید”
تغییر مسئولیت فرزندان یک روند تدریجی است. شما به فرزندتان اجازه میدهید تا برخی از انتخاب ها را برعهده بگیرد و برای انتخاب هایشان ارزش قائل میشوید حتی اگر این انتخاب ها برخلاف نظر شما باشد. ممکن است شما همه انتخاب های او را دوست نداشته باشید اما یادگیری مسئولیت کمک میکند تا فرزندانمهارت مسئولیتپذیری را بیاموزند.
زمانی که شما میخواهید مسئولیت بیشتری را به فرزندتان بدهید با سه گزینه روبرو میشوید:بله ،نه،شاید
گزینه”بله” :
این برای مسائل یا فعالیتی است که فرزند شما آمادگی آن را داشته باشد :
تنهایی به مدرسه برود،خرید خانه را انجام دهد و ..
یک بار در هفته مسئولیت پختن غذای خانواده را بر عهده بگیرد
با پول تو جیبیاش لباس مورد علاقه اش را بخرد
خودش مدل کوتاه کردن موهایش را بر عهده بگیرد
وقتی چیزی را در سبد “بله” قرار میدهیدمیگویید که تصمیمات فرزندتان را قبول کرده اید حتی اگر این برخلاف نظر شما باشد .اگر فرزند شما مسئولیت را درست انجام داد میتوانید تایید خود را نشان دهید.
گزینه”نه” :
شما میتوانید تصمیمات مربوط به فعالیتهای بالقوه خطرناک را “نه”بگویید.
به عنوان مثال نوجوان شما هنوز مجاز به تصمیم گیری نیست مثل کشیدن سیگار یا رانندگی کردن زیر ۱۸ سال یا ممکن است چیزهایی باشد که میتواند تاثیر منفی براعضای خانواده داشته باشد . مثلا اگر تصمیم فرزند شما هزینه زیادی را صرف کند. نحوه گفتن “نه”مهم است اینکه مطلقا و بدون دلیل چیزی را ممنوع کنید ممکن است مفید نباشد سعی کنید با دلیل “نه”بگویید. مثلا من در این سن به شما اجازه رانندگی نمیدهم. این کار بسیار خطرناک است.
گزینه “شاید”:
این منطقه خاکستری است شما و فرزندتان ممکن است راهی برای تبدیل” نه” به ” بله” بیابید. و این بستگی به شرایط مذاکره دارد مثلا ممکن است شما یک روز در هفته به فرزندتان اجازه دهید تا بادوستانش به سینما برود.
مذاکره این است که در ان رشد اتفاق بیفتد زمانی که شما نه و شاید را به بله تبدیل میکنید به فرزندتان این فرصت را میدهید تا بتواند برای مسئولیت بیشتر آماده شود.
امروزه بسیاری از نوجوانان از نظرها دور هستند . آنها بدون احساس مسئولیت بزرگ میشوند رشد میکنند و بعد پدر و مادرها از عدم تمرکز نوجوانان خود شکایت میکنند و مدام در حال سرزنش فرزندشان هستند در حالی که این سرزنشها به پدر و مادرهایی برمیگردد که زمانی را که باید مسئولیت پذیری را در فرزندشان رشد میدادند این کار را نکرده اند.
اگر شما نمیخواهید این اشتباه را انجام دهید باید مسئولیت کارهای فرزندان را به خودشان واگذار کنید . فرزندان ما باید بیاموزند که در قبال درس نخواندنشان خودشان باید پاسخ گو باشند .
این یک نبرد است تا فرزندمان بتواند مسئولیت کارهایش را بر عهده بگیرد.
شما ممکن است انتظار داشته باشید که فرزندتان مانند یک بزرگسال رفتار کند اما باید به یاد داشته باشید که او هنوز در حال رشد است هورمونی که در بدن او شکل گرفته نه تنها رشد او را تحت تاثیر قرار میدهد بلکه رفتار اجتماعی او را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. دنیای او بسیار گیج کننده است و اکنون نیاز به راهنماییهای شما دارد. اکنون زمان آن رسیده است که رفتار او را شکل دهید اما شما باید اطلاعات کافی داشته باشید فقط سخنرانی کردن و نصیحت کردن جواب نمیدهد.
درست است که شما فرزندتان را بدون هیچ توقعی دوست دارید اما اکنون زمان خوبی برای واگذار کردن برخی از کارهاست .
زمانی که نوجوان شما میداند که از او انتظار دارید، او مجبور است وظایفش را انجام دهد. این اولین قدم برای یادگیری مسئولیت است.
اما شما باید انتظارات منطقی داشته باشید.انتظارات غیر منطقی فقط خستگی را به شما و نوجوانتان میدهد.
اگر سخنرانی طولانی برای نوجوان کار تنفر آمیزی است شاید نوشتن لیست وظایف آنها گزینه بهتری باشد. بنابراین لیستی از کارهایی را که از نوجوانتان انتظار دارید تا انجام دهد را بنویسید.لیست را در جایی قرار دهید تا ببینید. آگاه باشید که این کار آسان نیست این کارها سرگرم کننده نیستند حداقل برای نوجوانها این کارها بخشی از زندگی در حال رشد آنها خواهد بود. بنابراین از امروز تمرین کنید.
و اجازه دهید تا با عواقب انجام ندادن کارهایش روبرو شود مثلا تلفن همراهش را به مدت یک روز بگیرید.
زندگی سراسر انتخاب های ریز و درشتی است که ما انجام میدهیم . بنابراین اکنون زمان آن رسیده است که فرزندانمان را در تصمیم گیریهای خانواده دخالت دهیم. برنامه ریزی برای خرید لوازم خانگی جدید. یا برنامه ریزی یک تعطیلات نظر فرزند نوجونتان را بپرسید این کار به او احساس مسئولیت میدهد.
این کار سختی است اما یاد بگیرید که به نوجوانتان اعتماد کنید تا انتخاب های مناسب را انجام دهد. اعتماد شما فقط انگیزه ای است تا او مسئولیت بیشتری را قبول کند.
اگر نوجوانتان تکلیف مدرسه خود را به پایان نرساند اجازه دهید با مجازاتش روبرو شود . پس در انجام تکالیف به او کمک نکنید. بدین ترتیب او حقیقت را درمورد عواقب طبیعی یاد خواهد گرفت.
در اینجا ما در مورد رشوه دادن صحبت نمیکنیم اما نوجوان شما نیاز دارد که بداند خوب خوب است. بنابراین با او معامله کنید . چگونگی معامله به شما بستگی دارد مثلا میتوانید بگویید که اگر امتحانات را خوب بدهی همگی شام به رستوران میرویم. یا چند کلمه در مورد کارش از او قدردانی کنید.
این یک راه عالی برای ایجاد مسئولیتپذیری است مثلا عضویت در باشگاه محله یا عضویت در گروه های هلال احمر.
با او درباره اهداف خود و برنامه های بلند مدت صحبت کنید اگر او در ذهن خود یک هدفی داشته باشد میتواند برای رسیدن به هدفش از گامهای کوچک شروع کند . داشتن هدف به مسئولیت پذیری نوجوان کمک میکند.
شما نمیتوانید به جای فرزندتان زندگی کنید فرزند شما نیاز به تجربه دارد نیاز دارد که بفهمد که همیشه همه چیز خوب یا بد نیست . اگر او انتخابی میکند که بر خلاف خواسته شماست آن را بپذیرید. این میتواند چیز کوچکی مانند انتخاب لباس یا یک جیز برگ مانند انتخاب شغل آینده اش باشد.
اگر شما از این راهنمایی ها استفاده کنید به فرزندتان کمک می کنید تا فرزندتان مسئولیت پذیرتر باشد .
بهترین چیزی که میتوانید به فرزندتان آموزش دهید این است که چگونه بدون شما زندگی کند.
1- باید بتواند با دیگران وارد گفت وگو شود
استادان و رئیس دانشگاه، مشاوران، صاحبخانه، کارکنان فروشگاه، مدیران منابع انسانی، همکاران، متصدیان بانک، کارکنان بخش بهداشت و درمان، راننده های اتوبوس، تعمیرکاران خودرو، همه و همه از جمله کسانی هستند که یک فرد بالغ در زندگی واقعی با آن ها روبه رو خواهد شد.
خیلی از ما به فرزندانمان یاد می دهیم با غریبه ها حرف نزنند، در حالی که باید به آن ها مهارت مهم تری را بیاموزیم؛ مهارت تشخیص معدود غریبه های بد از اکثریت خوب یا حداقل بی آزاری که به تعامل با آن ها نیاز خواهند داشت. نبود آموزش این مسئله باعث می شود نوجوانان بدون آن که چگونگی رویارویی محترمانه با غریبه ها را یاد بگیرند به مرحله تازه ای از زندگی خود قدم بگذارند. از یاد نبریم که فرد بالغ در دنیای واقعی نیاز پیدا می کند از غریبه ها کمک و راهنمایی بگیرد.
2- اطراف خود را بشناسد
محیط دانشگاه و شهر محل سکونت، کار یا تحصیل، از جمله مواردی است که 16 ساله ها با آن ها مواجه می شوند و باید بتوانند موقعیت مورد نظر خود را در آن ها بیابند. بسیاری از والدین فرزندان خود را به هر جایی که لازم باشد می رسانند یا آنان را همه جا همراهی می کنند، حتی وقتی خودشان با اتوبوس، دوچرخه و یا حتی پیاده می توانند از پس این کار بر بیایند. به همین دلیل بسیاری از نوجوانان نمی دانند چگونه باید از محلی به محل دیگر بروند، از چه وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند، کی و کجا از خودروی شخصی کمک بگیرند یا حتی چگونه بنزین بزنند. رساندن و برداشتن همیشگی فرزندان از نقاط مختلف همیشه به آنان کمک نمی کند.
3- تکالیف و وظایف خود را مدیریت کند
بسیاری از والدین همه چیز را خودشان به فرزندانشان یادآوری می کنند؛ مثلاً این که چه کاری را چه موقع انجام دهند. حتی گاهی اوقات در انجام این وظایف به آن ها کمک هم می کنند و گاهی به جای آن ها کاری را انجام می دهند. این می شود که نوجوانان یاد نمی گیرند چطور بدون یادآوری دیگران کارهایشان را اولویت بندی و حجم تکالیفشان را مدیریت کنند و یا کارهایشان را به موقع به انجام برسانند.
4- از پس امور منزل بر بیاید
والدین این روزها در انجام کارهای منزل زیاد از فرزندانشان درخواست کمک نمی کنند؛ زیرا فکر می کنند کارهای مدرسه و فوق برنامه وقت زیادی برای کاری دیگر باقی نمی گذارد. به همین دلیل، بچه ها یاد نمی گیرند روی پای خود بایستند، نیازهایشان را برطرف کنند، به نیازهای دیگران احترام بگذارند یا سهم خود را به عنوان عضوی از جمع ادا کنند.
5- از پس حل مشکلات بینافردی بر بیاید
بسیاری از والدین برای حل سوءتفاهم ها یا تسکین احساسات جریحه دار شده فرزندان خود پا به میان می گذارند. این می شود که نوجوانان یاد نمی گیرند بدون پادرمیانی بزرگ ترهای خود چگونه با تنش های بین فردی مواجه شوند و آن ها را حل و فصل کنند. نداشتن توانایی در حل مشکلات بین فردی بعدها در آمار بالای پدیده هایی مثل طلاق به وضوح خود را نشان می دهد.
6- با بالا و پایین های زندگی کنار بیاید
کلاس های مختلف، فشار کاری، تکالیف دانشگاهی، رقابت های درسی، معلم ها، استادان یا رؤسای بدقلق از جمله مواردی هستند که هر فرد بالغی باید بتواند با آن ها کنار بیاید. بسیاری از والدین هر وقت مشکلی پیش می آید پادرمیانی می کنند، کارهای فرزندانشان را انجام می دهند، مهلت بیشتری برایشان می گیرند و به جای آنان صحبت می کنند. به این ترتیب نوجوانان این حقیقت را یاد نمی گیرند که در مسیر زندگی واقعی، اوضاع همیشه بر وفق مرادشان پیش نمی رود. آن ها یاد نمی گیرند که در صورت خوب پیش نرفتن اوضاع، چگونه باید خودشان را مدیریت کنند.
7- درآمد داشته باشد و پول خود را مدیریت کند
بیشتر نوجوانان کار نیمه وقتی انجام نمی دهند و هر زمان لازم باشد از والدینشان پول توجیبی دریافت می کنند. به همین دلیل مسئولیت پذیری لازم برای انجام وظایف محوله، پاسخگویی در برابر مقام بالاتری که لزوماً وابستگی عاطفی به آن ها ندارد، و یا قدردانی به خاطر چیزهای مختلف و مدیریت کردن پول را یاد نمی گیرند.
8- ریسک کند
مسیری که بیشتر نوجوانان در زندگی خود طی می کنند به وسیله والدینشان طراحی و تمام موانع و نواقص آن برطرف شده است. به همین دلیل بیشتر آنان این حقیقت را فرانمی گیرند که موفقیت نتیجه تلاش، شکست و تلاش مجددی است که تنها با کنار آمدن با ناملایمات زندگی میسر می شود.
همه ما در زندگی با موقعیت هایی روبرو می شویم كه اگر به درستی عمل نكنیم سلامت روانی خودمان و دیگران به خطر می افتد. این موقعیت ها مختلف هستند . مثلاً چگونه با دوستان و اطرافیان خود ارتباط برقرار كنیم ؟ چگونه مسئولیت های جدید را بپذیریم ؟ چگونه تصمیم بگیریم؟ چگونه مشكلاتمان را حل كنیم ؟ چگونه با ترس ، اضطراب ، ناكامی ، افسردگی و فشارهای روانی مقابله كنیم؟
(مهارت های زندگی) توانایی هایی هستند كه به ما كمك می كنند با موقعیت های زندگی - بخصوص موقعیت های پر خطر - به طور صحیح برخورد كنیم . وقتی این مهارت ها را كسب كردیم می توانیم در ایجاد ارتباط با دیگران سازگارانه عمل كنیم و بدون توسل به اعمالی كه به خودمان یا دیگران صدمه می زند مشكلات را حل كنیم .
مهارت های زندگی شامل ده توانایی كلی به شرح زیر است . برای زندگی بهتر لازم است این مهارت ها را تمرین كنیم تا كمتر دچار آسیب های روانی و اجتماعی شویم :
ما در زندگی به طور مداوم در حال حل مسئله هستیم . برخی از این مسائل ساده هستند ولی برخی دیگر به فعالیت های فكری پیچیده ای نیاز دارند. توانایی حل مسئله به ما كمك می كند مسائل زندگیمان را به نحو مطلوب حل كنیم . اگر مسائل مهم زندگی ما حل نشده باقی بماند با فشار روانی روبرو می شویم و سلامت روانی و جسمانی ما تهدید می شود.
اگر چه همه ما تصمیم می گیریم ولی همیشه تصمیم های هوشمندانه نمی گیریم . برخی از تصمیم گیری های غلط منجر به به پیامدهای ناخوشایند می شوند. مهارت تصمیم گیری به ما كمك می كند كه به طور صحیح در مورد اعمالمان تصمیم بگیریم و جوانب مختلف انتخاب ها و پیامدهای مثبت و منفی هر یك از آنها را در نظر بگیریم . تصمیم گیری مناسب و واقع بینانه موجب بالا رفتن سطح سلامت روانی ما می شود.
این نوع تفكر به ما كمك می كند مسائل را از زوایای مختلف دریابیم و راه حل های مختلف مسئله و پیامدهای آن را ارزیابی كنیم و بالاخره راه حل های تازه ای برای مشكلاتمان پیدا كنیم . با استفاده از این مهارت ؛ تصمیم گیری های ما مناسب تر انجام می شوند و مسائل به طور عملی تر حل می شوند.
با استفاده از این مهارت به بررسی و تجزیه و تحلیل افكار خود و دیگران می پردازیم و به فهم و درك روشن تر دست می یابیم . این توانایی كمك می كند تا اطلاعات و تجاربی را كه به ما می رسد تجزیه و تحلیل كرده و در مقابل ارزش ها و فشارهایی كه به ما تحمیل می شود مقاومت كنیم و بدانیم كه رفتار دیگران همیشه درست نیست .

ما بخش اعظم هر روز را به ارتباط برقرار كردن با دیگران می گذرانیم تا هر چه بیشتر بتوانیم نیازهای خود را بیان نماییم و نیازهای دیگران را درك كنیم . توانایی ارتباطی به ما كمك می كند تا با دیگران ارتباط كلامی و غیر كلامی مؤثرتری داشته باشیم و با غلبه بر خجالت ، نظرات خود را برای دیگران ابراز كنیم . اگر این مهارت را كسب كرده باشیم در موقع لزوم می توانیم با تقاضاهای نامناسب دیگران مخالفت كنیم .
توانایی روابط بین فردی به ما كمك می كند با دیگران همكاری و مشاركت بهتری داشته باشیم . به آنها اعتماد كنیم. مرزهای روابط با دیگران را تشخیص دهیم . دوستی های مطلوب را حفظ كنیم و در شروع و خاتمه ارتباطات به طور مؤثرتری رفتار كنیم .
یعنی توانایی شناخت خود و آگاهی از نقاط ضعف و قوت خواسته ها، ترس ها ، رغبت ها و تمایلات خود؛ این توانایی به ما كمك می كند تصویر واقع بینانه ای از خود داشته باشیم و حقوق و مسئولیت هایمان را بهتر بشناسیم .
توانایی همدلی یعنی این كه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی كه در آن شرایط قرار ندارد ، درك كند . همدلی به ما كمك می كند تا انسان های دیگر را وقتی با ما متفاوت هستند بپذیریم و به آنها احترام بگذاریم . كسانی كه همدلی بیشتری دارند، به دیگران علاقه مندند؛ افراد مختلف را تحمل می كنند؛ پرخاشگری كمتری دارند و دوست داشتنی ترند. این مهارت روابط اجتماعی را بهبود می بخشد.
این مهارت شامل توانایی شناسایی هیجانات خود و دیگران ، و نیز شناخت تأثیر هیجانات بر رفتار است . این مهارت به ما كمك می كند كه در مواقع ناكامی ، خشم ، افسردگی و اضطراب ، واكنش های مناسبی نشان دهیم .
این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آن بر رفتار است و ما را قادر می سازد كه منابع فشار روانی را در زندگی خود بشناسیم و راه های صحیح كاهش فشار را دنبال كنیم .
دستهها، آخرینها، آمار و ابزارهای کاربردی در یک نگاه.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید